شمس الدين حافظ
485
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
401 - « سرم خوش است » سرم خوش است و به بانگِ بلند مىگويم * كه من نسيمِ حيات از پياله مىجويم عبوسِ زهد به وجه خُمار ننشيند * مريدِ خرقهء دردُىكشانِ خوشخويم گرَم نه پير مغان در به روى بگشايد * كدام در بزنم ، چاره از كجا جويم ؟ مكن درين چمنم سرزنش به خودرويى * چنان كه پرورشم مىدهند ، مىرويم تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين * خدا گواه كه هرجا كه هست با اويم غبارِ راهِ طلب ، كيمياى بهروزيست * غلام دولت آن خاك عنبرين بويم ز شوقِ نرگسِ مستِ بلندبالائى * چو لاله با قَدَح افتاده بر لبِ جويم شدم فسانه به سرگشتگى چو گيسوى دوست * كشيد در خَم چوگان خويش چون گويم بيار مى كه به فتواى حافظ از دلِ پاك * غبارِ زَرق به فيضِ قدح فروشويم * توضيحات : سرم خوش است ( مستم ) نسيم حيات ( بوى زندگى ) پياله ( ساغر ) مىجويم ( طلب مىكنم ) وجه خمار ( چهرهء مستى ) عبوس ( عصبانيت - ترشرويى ) عبوس زهد ( ترشرويى زاهدنمايان ) ننشيند ( نمايان نمىشود - جاى نمىگيرد ) مريد ( هوادار ) دردىكشان ( مىخواران كهنهكار ) گرم نه بگشايد ( اگر در به روى من باز نكند ) چاره ( تدبير ) كدام در بزنم ( به كجا بروم ؟ ) چاره از كجا جويم ( تدبيرى ديگر جز اين نمىدانم ) سرزنش مكن ( خرده مگير ) خودرويى ( گل خودرو - تربيت نيافته ) چمن ( استعاره از دنيا ) معنى بيت ( 5 ) ( تو به خانقاه درويش و خرابات توجه مكن و آنها را در نظر مگير ، خدا گواه است كه هرجا باشم دلم با خداست و از ياد او غافل نيستم ) غبار راه طلب ( گرد راه سير و سلوك ) كيميا ( اكسير ) بهروزى ( نيكبختى ) شوق نرگس ( آرزوى چشم يار ) مست ( خمار ) بر لب جويم ( در كنار جوى نشستهام ) فسانه ( افسانه ) سرگشتگى ( حيرانى ) زرق ( نيرنگ ) فروشويم ( پاك كنم ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - فرزندم ، از سرزنشها و نيش زبانها ناراحت مشو بلكه اولا توكل بر خداوند داشته باش ثانيا پشتكار ، دقت و سرعت همراه با تعليم از استادانى ماهر و كارآزموده و با تجربه را از ياد نبريد زيرا موفقيت با شماست و در گرو ارادهء جنابعالى است . 2 - از اينكه صريح لهجه و راستگو مىباشيد ، ناراحت نباشيد ولى مواظب باشيد با نيش و زخمزبان موجب آزار اطرافيان خود نشويد ، از اينكه ريا و تزوير نداريد و مانند كف دست صافوصادق مىباشيد به شما تبريك مىگويم ولى در زندگى امروزى قدرى سياست و كياست لازم است چون مردم همسان و يك عقيده نمىباشند . 3 - اين نيت با صبر و شكيبايى انجام مىگيرد زيرا تمام امكانات و لوازم آن فراهم نشده ، ناگزير بايد قدرى شكيبا و با حوصله باشيد . خواجه نيز در بيتهاى 1 و 2 و آخر به ترتيب فرمايد : ( سرمستم و به صداى رسا مىگويم كه من لحظهء خوش بوستان زندگى را از لب ساغر مى طلب مىكنم ) ( چهرهء مستانه با ترشرويى زاهدانه يكى نيست و باهم كنار نمىآيند . از اين جهت من هوادار دلق ميگساران كهنهكار گشاده رويم ) ( مى بده كه به فتواى حافظ با بادهء صاف مىتوان نيرنگ و ريا را از دل پاك خود بزداييم ) . 4 - انسان شكار گناهان خويش است ، پس صياد خود را فربه نكنيم ! فرزندم مسافرتى مهم در پيش داريد ، پدر يا همسر شما در معاملهاى زيان ديده ، از طرف بنده به او مژده بدهيد كه دقيقا 15 روز ديگر سود فراوانى به دست مىآورد ، به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد .