شمس الدين حافظ

467

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

383 - « خيالِ روى تو » خيالِ روى تو در كارگاهِ ديده كشيدم * به صورتِ تو نگارى نه ديدم و نه شنيدم اگرچه در طلبت هم‌عنانِ باد شمالم * به گردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسيدم گناهِ چشمِ سياه تو بُود و گردن دلخواه * كه من چو آهوى وحشى ز آدمى برميدم ز شوقِ چشمهء نوشت چه قطره‌ها كه فشاندم * ز لعلِ باده‌فروشت چه عشوه‌ها كه خريدم ز غمزه بر دلِ ريشم چه تيرها كه گشادى * ز غصّه بر سرِ كويت چه بارها كه كشيدم ز كوى يار بيار ، اى نسيمِ صبح غبارى * كه بوىِ خونِ دلِ ريش از آن تُراب شنيدم چو غنچه بر سرم از كوى او گذشت نسيمى * كه پرده بر دلِ خونين به بوى او بدريدم اميد در شبِ زلفت به روز عمر نبستم * طمع به دورِ دهانت ز كامِ دل ببريدم به خاكِ پاى تو سوگند و نور ديدهء حافظ * كه بىرخِ تو فروغ از چراغِ ديده نديدم * توضيحات : روى تو ( شكل و شمايل ) كارگاه ديده ( نگارخانهء دل ) طلب ( جستجو ) هم‌عنان ( همراه ) آدمى ( مردم ) ريش ( زخم ) دل ريش ( دل مجروح ) شب زلف ( سياهى گيسو ) چشمهء نوش ( دهان معشوق ) تراب ( خاك ) كام دل ( آرزو ) معنى بيت ( 1 ) ( شكل و شمايل صورت تو را در نگارخانهء چشم تصوير كردم اما به زيبايى محبوبى چون تو نديدم و نشنيدم ) معنى بيت ( 2 ) ( اگرچه در جستجوى تو با باد شمال همراه شدم و به سرعت باد در طلب تو گشتم با اين همه به گرد قامت چون سرو خرامانت نرسيدم ) معنى بيت ( 3 ) ( اين گناه چشمان سياه و گردن دلخواه تو است كه من مانند آهوى وحشى از مردم رميدم و به كوهها كشانده شدم ) معنى بيت ( 4 ) ( در آرزوى دهان شيرين تو اشكها ريختم و از لعل لب ميگسار و مىفروش تو چه بسيار فريبها خوردم ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - دربارهء رسيدن به اين نيت تلاش و كوشش بسيار داشته‌ايد و براى رسيدن به آن از همگان يارى و مدد گرفته‌ايد اگرچه اين كار خوبست ولى پافشارى بيش از حد ، اوضاع را خراب مىكند و نيت را به تأخير مىاندازد زيرا امكان دارد كه نزديكان از اين سماجت بىاندازه شما رنجيده شوند و كار را مشكل‌تر سازند ، پس بهتر است از نيروى عقل ، صبر و حوصله كمك بگيريد . 2 - خواجه در بيتهاى 5 و 6 و 7 فرمايد : ( چه بسيار تيرهاى ناز و كرشمه كه بر دل مجروح من افكندى و بسى بار غم كه در كوى تو به دوش دل كشيدم ) ( اى باد خوش بامدادى از محلهء دوست گرد و غبارى بياور زيرا از خاك كوى دوست بوى خون دلهاى مجروح عاشقان به مشام مىرسد ) ( باد ملايمى ، از كوى دوست بر من كه مانند غنچه بودم گذر كرد به بوى خوش محبوب و شوق ديدارش پرده را بر دل خون شده چاك زدم و رازم را آشكار كردم ) . 3 - به زودى با شخصى ملاقات مىكنيد كه او مسايل مهمى با شما در ميان مىگذارد ، زندگى خود را دوست بداريد و آن را دستخوش اميال و هوسهاى زودگذر دنيا نسازيد . 4 - در 8 شب آينده مادرتان را در خواب خواهيد ديد ، نشانه آن است كه مادر نگران آينده شماست پس به سخنان او كاملا توجه كنيد و از طرفى به زودى خود صاحب فرزند شايسته‌اى مىشويد پس به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد . 5 - اگر او خود را از شما برتر و بالاتر مىداند ، به علت عقده‌هاى روانى است ، زياد اهميت ندهيد و توكلتان با خدا باشد .