شمس الدين حافظ
406
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
322 - « دل خونين ، لبِ خندان » دوش پنهان گفت با من كاردانى تيزهوش * كز شما پوشيده نَبود راز پير مىفروش گفت : آسان گير بر خود كارها كز روى طبع * سخت مىگيرد جهان بر مردمانِ سختكوش وانگهم در داد جامى كز فروغش بر فلك * زهره در رقص آمد و بَربَط زنان مىگفت : نوش گوش كن پند ، اى پسر وز بهر دنيا غم مخور * گفتمت چون درّ حديثى ، گر توانى داشت گوش با دلِ خونين ، لبِ خندان بياور همچو جام * نى گرت زخمى رسد ، آيى چو چنگ اندر خروش تا نگردى آشنا ، زين پرده رمزى نشنوى * گوش نامحرم نباشد جاىِ پيغام سروش در حريمِ عشق نتوان دم زد از گفت و شنيد * زانكه آنجا جمله اعضا چشم بايد بود و گوش بر بساطِ نكتهدانان خودفروشى شرط نيست * يا سخن دانسته گو ، اى مرد بِخْرَد ، يا خموش ساقيا مى ده كه رنديهاى حافظ فهم كرد * آصفِ صاحبقِرانِ جرمبخشِ عيبپوش * توضيحات : دوش ( ديشب ) كاردان ( عاقل - كارشناس ) تيزهوش ( هوشمند ) پير مىفروش ( پير ميخانهء معرفت ، عارف دانا ) آسانگير ( راحت شمار ) از روى طبع ( از روى سرشت و نهاد ) مردمان سختكوش ( كسانى كه براى جاه و مقام و ثروت فكر و تلاش مىكنند ) در داد ( داد - بخشيد ) بربط ( آلت موسيقى ) درّ ( جواهر ) چنگ ( آلت موسيقى ) خروش ( فرياد ) سروش ( جبرئيل ) بساط ( پيرامون ) نكتهدانان ( عارفان - حكيمان ) شرط نيست ( خلاف ادب است ) بخرد ( عاقل ) صاحبقران ( بزرگ عصر ، در وقت تولدش زهره و مشترى در يك برج باشند ) معنى بيت ( 1 ) ( ديشب شخصى عاقل و هوشمند به من گفت كه اسرار پير ميخانهء معرفت را نمىشود از شما پنهان كرد ) معنى بيت ( 2 ) ( آن راز اين است كه در كارهاى دنيا خيلى سخت مگير و آن را آسان شمار زيرا سرشت دنيا سختگيرى است پس بر مردم سختگير ، سخت مىگيرد ) معنى بيت ( 9 ) ( اى ساقى شراب بده كه رنديها و بادهنوشىهاى حافظ را وزير بزرگ عصر كه جرمبخش و عيبپوش است ، مىداند ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - بر سر هر موضوع كوچك و بىاهميتى غم و غصه مىخوريد ، دنيا ارزش اين همه ناراحتى براى كم و زياد را ندارد ، دست از لجبازى و بداخلاقى و تندمزاجى برداريد و چشم به زيبايىهاى دنيا و اطراف خود داشته باشيد تا راحت زندگى كنيد . 2 - از منطق و عقل كه خوشبختانه جنابعالى دارا هستيد ، هميشه بهره برگيريد ، گاهى با كوهى از ناراحتىها لبخند مىزنيد و زمانى از كاهى كوهى مىسازيد ، لطفا به هركس اعتماد نكنيد و راز دل خود را فاش نسازيد زيرا همه مردم رازدار نيستند . 3 - خواجه شيراز در بيتهاى 3 و 7 و 8 فرمايد : ( آن كاردان و عاقل جامى به من داد كه از فروغ و درخشندگى آن زهره در آسمان به رقص آمد و ساززنان گفت : خوش نوش ) ( پيرامون آستان عشق جاى بحث نمىباشد زيرا در آن حرم مقدس بايد با تمام اعضا و جوارح نگاه كرد و شنيد ) ( در پيشگاه عارفان و حكيمان خودنمايى و فضلفروشى خلاف رسم و ادب مىباشد ، اى عاقل يا عالمانه حرف بزن يا لب از سخن باز نكن ) چقدر زيبا حافظ شما را راهنمايى كرده است . 4 - به زودى ملاقاتى روى خواهد داد كه از اين ملاقات سودها خواهيد برد ، مسافرتى در پيش داريد كه سودآور است ، در معاملهاى زيان شده ولى به زودى جبران مىشود ، كسى به شما نارو زده به زودى جبران خواهد شد ، كار مسافر فعلا طول مىكشد . 5 - اين نيت را به وقت ديگرى موكول كنيد چون مقدمات آن را فراهم نساختهايد . 6 - اگر مىخواهيد دشمنى و خصومت به صلح و آشتى بازآيد در 4 شب متوالى با حضور قلب از سوره مباركه « بقره » آيه 182 تا 6 آيه بعد را با معنى بخوانيد .