شمس الدين حافظ
384
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
300 - « ستاره مىشمرم » درآ كه در دلِ خسته توان درآيد باز * بيا كه در تنِ مرده روان درآيد باز بيا كه فُرقتِ تو چشم من چنان در بست * كه فتحِ بابِ وصالت مگر گشايد باز غمى كه چون سپهِ زنگ ، مُلكِ دل بگرفت * ز خيلِ شادىِ رومِ رُخت زدايد باز به پيش آينه دل هرآنچه مىدارم * بجز خيالِ جمالت نمىنمايد باز بدان مثل كه شبِ آبستن است ، روز از تو * ستاره مىشمرم تا كه شب چه زايد باز ؟ بيا كه بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ * ببوىِ گلشنِ وصلِ تو مىسرايد باز * توضيحات : درآ ( وارد شو ) خسته ( مجروح ) دلخسته ( عاشق ) فرقت تو ( جدايى تو ) بيا ( بشتاب ) دربست ( كور كرد ) سپه زنگ ( لشكر زنگبار آفريقا ) سيهفام ( استعاره از سياهى شب ( فام - پسوند شباهتساز ) خيل شادى ( سپاه شادى ) روم ( كشور روم كه پايتخت آن در آن زمان استانبول بود ) معنى بيت ( 2 ) ( بشتاب كه جدايى و هجران تو چشم مرا كور كرد و وصال تو آن را روشن مىكند ) معنى بيت ( 3 ) ( اندوهى كه مانند لشكر سياه شب ، كشور دل را مسخر كرد از سپاه شادى روم چهرهء روشن تو زدوده خواهد شد ) معنى بيت ( 4 ) ( در برابر آينهء دل ، هرچه مىنهم بجز صورت چهره تو چيزى در آن ديده نمىشود يعنى تو فقط در آيينه دلم هستى ) معنى بيت ( 5 ) ( روزها در انتظار تو هستم و ستارههاى اشك را مىشمارم تا بنگرم كه از پرده غيب در شب چه پيش مىآيد كه گفتهاند : شب آبستن روز است ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خيلى مايلى سفر كرده ، بازآيد تا از غم و هجران رهايى يا بى ؛ تا دل غرق خونت ، شاد و خوشحال گردد . بدانكه اين نيت در حال شكلگيرى است اما ترديدها و نقزدنها آن را به عقب مىاندازد ، از توجه او استفاده كنيد و گوى مقصود را در حلقه مودّت اندازيد تا پيروز شويد . 2 - اين نيت نيازمند زمان بيشترى مىباشد و اجراى آن اكنون زود است اگرچه فكر مىكنى ، منافع بيشمارى دارد . اما آينده در دستان شما قرار دارد و در آن سودها نهفته است ، پس خود را از افيون دوست بد رها كن . 3 - كسى از تقدير و سرنوشت اطلاع ندارد ، آينده درخشان شما موجب حسرت ديگران خواهد شد ، لطفا سورهء مباركه « ملك » را با حضور قلب و معنى بخوان كه نيت شما را به وضوح برايت شرح مىدهد . 4 - زودرنجى شما ، موجب دلسرديتان مىگردد درحالىكه جهان به كام هيچكس نيست و همهء مردم يكرنگ و يكپيشه نيستند ، شما نيز بايد در كارهايتان سياست و تدبير را از دست ندهيد . 5 - نصيحتى مىكنم كه شادى دو جهان را دربردارد : « از نشانههاى دانشمند ، گزيدهگويى و دانستن روش گفتگو است . » 6 - در اين غم و اندوه نباشيد كه چرا به فلان مقام نرسيدهايد ، در اين انديشه باشيد كه آيا لياقت آن مقام را داريد ؟ يا غم مخوريد كه چرا مشهور نيستيد بلكه بكوشيد تا شايسته شهرت بشويد . 7 - ولخرجى ، شخص را به كارهاى زشت وامىدارد ، خست دل را سخت مىكند ، اما سختدلى بهتر از زشتكارى است . 8 - تو نيكى را از دست مده ، ديگران نيز خوب خواهند شد : وجود نيكان همچو باد است و بدها همچو گياه ، هرجا باد بوزد ، گياه بناچار ، سر فرومىآورد . 9 - خواجه در بيتهاى 1 و 6 فرمايد : ( بيا كه به دل خسته و مجروح ما قوت و نيرو برگردد زيرا به سبب آمدنت تن مرده ما باز روح مىيابد ) ( بيا كه سرشت مقبول حافظ به اميد گلزار وصل تو آواز مىخواند و به شوق وصال تو ترانهسرايى مىكند ) تفسير كنيد . 10 - به زودى از طريق رايانه و امواج خبرهاى خوبى دريافت خواهى كرد و ايميلى دريافت مىكنيد كه باعث تغييرات اساسى مىشود .