شمس الدين حافظ

321

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

237 - « گوهر پاك » گرچه بر واعظِ شهر اين سخن آسان نشود * تا ريا ورزد و سالوس ، مسلمان نشود رندى آموز و كرم كن كه نه چندان هنر است * حَيَوانى كه ننوشد مى و انسان نشود گوهرِ پاك ببايد كه شود قابلِ فيض * ورنه هر سنگ و گِلى ، لؤلؤ و مرجان نشود اسمِ اعظم بكند كار خود ، اى دل خوش باش * كه به تلبيس و حيَل ديو مسلمان نشود عشق مىورزم و امّيد كه اين فنِّ شريف * چون هنرهاى دگر موجبِ حرمان نشود دوش مىگفت كه فردا بدهم كامِ دلت * سببى ساز ، خدايا كه پشيمان نشود حُسنِ خلقى ز خدا مىطلبم خوى ترا * تا دگر خاطرِ ما از تو پريشان نشود ذرّه را تا نبود همّتِ عالى ، حافظ * طالبِ چشمهء خورشيدِ درخشان نشود * توضيحات : سالوس ( ظاهرساز - چرب‌زبان ) آسان نشود ( دشوار است ) رندى ( وارستگى ) كرم ( بخشش ) لؤلؤ ( مرواريد ) گوهر ( سرشت - نهاد ) قابل فيض ( پذيراى فيض خداوندى ) اسم اعظم ( نام مقدس خداوندى ) تلبيس ( مكر و حيله ) حيل ( حيله ) ديو ( شيطان - اشاره به ديوى كه مهر حضرت سليمان را دزديد ) فن شريف ( حرفه و كار ارزشمند ) حرمان ( محروميت ) خوى ( سرشت ) خاطر ( انديشه ) همت و الا ( ارادهء بلند ) معنى بيت ( 6 ) ( ديشب مىگفت كه فردا به آرزويت خواهم رساند حالا خدايا سببى بساز كه مراد دلم را بدهد و پشيمان نشود ) معنى بيت ( 7 ) ( حسن خلق و خوى تو را از خدا مىخواهم كه ديگر خاطر و فكرها را پريشان نسازى ) معنى بيت ( 8 ) ( اى حافظ : تا زمانى كه ذره يا قطره آب اراده بلند نداشته باشد و به هوا نرود و در روشنى و نور خورشيد حركت نكند ، جهان‌افروز و مرئى نگردد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - اگر كسى به جناب‌عالى فخر و ناز كرد به او توجه مكن زيرا ارزش واقعى جناب‌عالى بمراتب از ديگران بيشتر است ، جناب‌عالى با آن قلب و نيت پاك هميشه موفق و پيروز هستيد و از دشمنان كارى ساخته نمىباشد ، كسى به شما بدى كرده او را به خداوند واگذار كن و از صميم قلب از قادر يكتا بخواهيد كه به او جزا دهد ، خواهيد ديد كه عبرت خاص و عام مىشود . 2 - اگرچه هدف جناب‌عالى بسيار متعالى است اما بايد تلاش را بيشتر كنيد ولى مواظب باشيد براى رسيدن به آن ، دست به اقدامات ناخوشايند نزنيد چون خداوند ناظر بر كار شماست بنابراين با صداقت و خلوص نيت اقدام كنيد تا خداوند به شما كمك كند . 3 - خواجه در بيتهاى 2 و 3 و 4 فرمايد : ( رندى و قلندرى بياموز و بخشش كن زيرا چندان هنرى نيست كه حيوان شراب نخورد و انسان نباشد پس كسى كه فاقد اين دو باشد حيوانى بدون هنر است ) ( اصل و گوهر انسان بايد پاك باشد تا مورد فيض الهى قرار گيرد و گرنه هر سنگ و گلى جواهر قيمتى نمىشود ، پس استعداد ذاتى لازم است ) ( نام مقدس خداوند كار خود را مىكند اى دل تو خوش باش و با حق باش و از مكر و حيله دورى كن زيرا با حيله و مكر ديو و شيطان ، مسلمان نمىشود و رو به راه نمىگردد ) جناب‌عالى خود برداشت كنيد كه دقيقا خواجه بزرگ ، شما را روشن و آشكار پند داد . 4 - از ويژگيهاى جناب‌عالى : وظيفه‌شناس ، استثنايى ، جدى ، مسئول ، مصمم ، كارى ، هوچى ، چاخان ، انتقامجو ، اهل مبالغه ، لجباز ، مغرور ، سركش ، متغير ، بدبين ، متين ، محتاط ، پشتكاردار ، دهن‌لق ، دورانديش ، نان به نرخ روز خور ، پول دوست ، مهربان . عزيزم آن‌قدر حساس و ناقلا و زيرك و فتنه‌انگيز هستى كه اين شعر رعد آذرخشى به يادم آمد : من ندانم به نگاه تو چه رازى است نهان / كه من آن راز توان ديدن و گفتن نتوان ! !