شمس الدين حافظ

16

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

احمد الله على معدلة السلطانى * احمد شيخ اويس حسن ايلكانى اگر حافظ در مدح كسى يا كسانى سخن گفته است ، نبايد بر او خرده گرفت ، زيرا زمان و اوضاع شيراز ايجاب مىكرد كه حافظ موقع‌شناس ، زيرك و سياس باشد ، و گرنه به اشاره‌اى طومار زندگىاش بسته مىشد و بدانديشان و رقيبان و حسودان مهلتش نمىدادند . كسى كه از تعاليم روح‌پرور و ناب قرآن ، روان خود را كمال بخشيده ، به خوبى مىداند چاپلوسى و تملق چه موقعيتى دارد ، اما او در زمانه‌اى نابكار زندگى مىكند ، پس بايد راهى انتخاب كند تا مردم را هدايت و از تعاليم حكمى و اخلاق بهره‌مند سازد ، لذا اين مدايح سوپاپ اطمينانى بودند كه او را در آن زمان پرآشوب ريا و تزوير در برابر معاندين و كج‌انديشان حمايت مىكرد . حافظ ، در دو رشتهء علوم شرعى و ادبى به تفحص و تتبع پرداخت و در هر دو زمينه نبوغ ذاتى خود را به اثبات رسانيد . قرآن را از حفظ داشت و با مهارت در موسيقى و تركيب و تلفيق عبارات ، خلاق معانى و مفاهيمى شد كه تا ابد بر صحيفهء گيتى مستدام خواهد بود . نديدم خوش‌تر از شعر تو حافظ * به قرآنى كه اندر سينه دارى گويند 120 نوع علم قرآن وجود دارد كه حافظ بر بيشتر آنها احاطه داشته و نكته‌هاى حكمت الهى را با علوم قرآنى درآميخته و بر پله‌هاى عرفان ، عارفانه صعود كرده است . او در مسجد جامع عتيق ( مسجد عمر ) در شيراز به ديگران قرآن مىآموخت ، سرپرستى آن مسجد را به عهده داشت و برعكس سعدى تنها يك سفر آن هم به دعوت حكمران دكن تا جزيره داشته است ، در آن سفر هم تلاطم دريا او را از سفر بازداشت و غزلى به مطلع زير براى محمد شاه بن حسين پنجمين حكمران از سلاطين بهمنى دكنى هند فرستاد . دمى با غم به سر بردن جهان يكسر نمىارزد * به مى به فروش دلق ما كزين بهتر نمىارزد بنا به روايت مؤلف تاريخ فرشته : خواجه شيراز كه آشوب در خشكى را به قدر كافى ديده و با تمام استخوان لمس كرده بود ، نخواست گرفتار آشوب دريا هم گردد ، پس خود را به ساحل رسانيد و از مسافرت پشيمان گشت . به قول شبلى نعمان مؤلف كتاب شعر العجم كه به زبان اردوست ، غياث الدين بن اسكندر از شاهان بنگاله نيز خواجه را دعوت كرد ولى او نپذيرفت . تنها مسافرت تفريحى حافظ به شهرستان يزد خطّه‌اى با مردمان مهمان‌نواز و مهربان بوده است ، سفرى زيارتى هم به مشهد مقدس كرده و به زيارت امام هشتم شيعيان جهان نايل شده است و بقيه عمر را در شيراز گذراند . نمىدهند اجازت مرا به سير و سفر * نسيم باد مصلّى و آب ركن‌آباد