شمس الدين حافظ
220
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
136 - « اندر بند » بعد ازين دست من و دامنِ آن سرو بلند * كه به بالاىِ چَمان از بن و بيخم بكَنَد حاجتِ مطرب و مى نيست تو بُرقع بگشا * كه برقص آوردم آتشِ رويت چو سپند هيچ رويى نشود آيينهء چهرهء بخت * مگر آن روى كه مالند در آن سُمِّ سمند گفتم : اسرارِ غمت ، هرچه بود گو مىباش * صبر ازين بيش ندارم ، چه كنم تا كى و چند ؟ مكُش آن آهوىِ مشكين مرا ، اى صيّاد * شرم از آن چشمِ سيه دار و مبندش به كمند من خاكى كه ازين درنتوانم برخاست * از كجا بوسه زنم بر لبِ آن قصرِ بلند بازمستان دل از آن گيسوىِ مشكين حافظ * زانكه ديوانه همان بِهْ كه بُوَد اندر بند * توضيحات : سرو بلند ( محبوب - يار ) چمان ( ناز و خرامان بودن ) حاجت ( نياز ) برقع ( روىبند ) سمند ( اسب زردرنگ ) سپند ( اسپند روى آتش ) روى ( چهره ) حجله بخت ( آيينه دولت و اقبال ) سم سمند ( غبار سم اسب زردرنگ يار ) آهوى مشكين ( غزال زيبا و مشكين ) برخاست ( بلند شود ) من خاكى ( من بيچاره و خاكسار ) از كجا بوسه زنم ( استفهامى است يعنى بوسه نمىتوانم زد ) معنى بيت ( 3 ) ( هيچ چهرهاى آيينه بخت نمىشود مگر آن چهرهاى كه به سم اسب زردرنگ جانان ماليده شده باشد كه در اثر ماليدن به آن جلا و صيقل پيدا مىكند ) معنى بيت ( 5 ) ( اى صياد آن آهوى مشكين و زيباى مرا مكش ، از چشمان سياه او حيا كن و با كمند او را مبند ) معنى بيت ( 6 ) ( من بيچاره و فرومايه قادر نيستم از در تو جدا شوم پس چگونه مىتوانم لب قصر جانان را ببوسم ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - بعد از اين ، سعى كن از او جدا نشوى و او را آزار ندهى كه تمام زندگيش شما هستيد و او اين گونه تصور مىكند ، اگر مىخواهى او را امتحان كنى ، به اين كارها نيازى نيست ، كافى است يك روز از او تماما دور باشى . 2 - صورتى و روحيهاى و سيرتى لايق آينه دولت و سعادت دارى ، پس تلاش و كوشش توأم با عشق و محبت داشته باش . 3 - اسرارت را با فردى خردمند و با تجربه در ميان گذار و از او رأى و انديشهاى بخواه كه سودمند است . 4 - اگر اينك خود را بىفايده مىدانى ، بدانكه نياز عدهاى را برمىآورى و مورد احترام همه هستى ، اين فكر زاييده گوشهنشينى و انزواى شماست . 5 - براى اجراى اين نيت و اين معامله و عمل ، قدرى مشورت همراه با صبر و شكيبايى و مرحمت و لطف لازم است . اينجاست كه بايد از زيركى و ملاحت و قدرت خود براى رام كردن او استفاده كنيد ، شنيدهايد كه اسب خوشخرام را همه دوست دارند ؟ 6 - اين گفته بسيار زيباست كه به عنوان هديه به شما تقديم مىكنم « جمال آدمى در زبان او ، كمال وى در عقل اوست » . خورشيد هر بامدادان به شما خوش آمد مىگويد و تا انتهاى روز شما را همراهى مىكند تا شما نيز ديگران را همراهى كنيد . 7 - چرا اطرافيان را از خود ، سرد و مغموم مىسازى ، در حالى كه شما در ماه نور به دنيا آمدهايد و بايد به جهت طبيعت و سرشتتان تا بندگى داشته باشيد ، علت اين كار ، وسواس و ترديد بيشازاندازهء شماست . 8 - معامله را توصيه مىكنم ولى مسافرت را به علت بيمارى يكى از اقوام صلاح نمىدانم ، در امور تحصيل كوتاهى مىكنيد و در كار و زندگى سستى و بىنظمى داريد . 9 - از خدا بخواه كه هميشه از سلامتى جسم و روح برخوردار باشيد ، بر خود اعتماد داشته باشيد . 10 - برادر ، به شدت نياز به شما دارد ، از او احوالى بگيريد كه مفيد است . مسافر شما در حال موفقيت گام برمىدارد پس جاى نگرانى نمىباشد ، به زودى مسافرتى در پيش داريد .