شمس الدين حافظ

205

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

121 - « ترك هشيارى » آن كيست كز روىِ كَرَم با من وفادارى كند ؟ * بر جاىِ بدكارى چو من يك‌دم نكوكارى كند اوّل به بانگِ ناى و نى آرد به دل پيغامِ وى * وانگه به يك پيمانه مى با من وفادارى كند دلبر كه جان فرسود ازو ، كام دلم نگشود ازو * نوميد نتوان بود ازو ، باشد كه دلدارى كند گفتم : گره نگشوده‌ام زان طُرّه تا من بوده‌ام * گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طَرّارى كند پشمينه‌پوشِ تندخُو از عشق نشنيدست بو * از مستىاش رمزى بگو تا تَركِ هشيارى كند چون من گداىِ بىنشان مشكل بُوَد يارى چنان * سلطان كجا ! عيشِ نهان با رندِ بازارى كند زان طُرّهء پرپيچ و خم سهل است اگر بينم ستم * از بند و زنجيرش چه غم ، هركس كه عيّارى كند ؟ شد لشكرِ غم بىعدد ، از بخت مىخواهم مدد * تا فَخرِ دين عبد الصّمد باشد كه غمخوارى كند با چشمِ پرنيرنگِ او ، حافظ مكن آهنگِ او * كان چشم مستِ شنگ او بسيار مكّارى كند * توضيحات : بدكار ( گناهكار ) كام ( آرزو ) بانگ ناى ( آواز خوش حنجره ) طرّار ( دزد - حيله‌گر ) پشمينه‌پوش ( خرقه‌پوش ) طرّه ( موى پيشانى و زلف ) عيش ( زندگى - خوشى ) عيارى ( راهزنى ) فخر دين عبد الصمد ( مولانا بهاء الدين عبد الصمد بحرآبادى از دانشمندان عصر حافظ ) معنى بيت ( 2 ) ( اول با صداى چنگ و نى خبر جانان را به دلم بدهد ، پس از آن با يك پيمانه باده به من وفادارى كند - استفهام انكارى ) معنى بيت ( 4 ) ( به يار گفتم كه از موى پيچ‌درپيچ تو گره‌اى باز نكردم ، جواب داد من به موى گره‌گير خود دستور داده‌ام ، تا قلب تو را چون عياران به يغما برد ) معنى بيت ( 5 ) ( از مستى و بىخودى - به صوفى عربده‌جو كه از عشق حق بويى نبرده است - رمزى بگو و او را آگاه كن تا از غرور دست بردارد و هوشيارى را ترك كند ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت هفتم به جناب‌عالى مىگويد : ( اگر از آن زلف گره‌گير و پيچان ، به من ستم روا داشته شود ، بسيار آسان است ، چه عيارى كه راهزنى كند از غل و زنجيرى كه در زندان بر پاى او نهند ، باكى ندارد ) تو خود حديث مفصل بخوان . لازمهء موفقيت در اين نيت ، قبول رنجها و سختىهاست كه بايد با جان و دل خريدار باشى و بر خدا هم توكل كنى تا عملى گردد . 2 - او بسيار حيله‌گر و مكار است ، سخت مواظب باش و اگر از اين انديشه درگذرى فعلا به صلاح شما مىباشد چون نه موقعيت مناسب مىباشد و نه مقدمات آن فراهم شده و نه زمان براى انجام آن فرارسيده است . 3 - مسافرت را توصيه مىكنم ، بيمارى شدت مىيابد ، قرض فعلا ادا نمىشود ، مسافر نمىآيد ، طلاق عملى است ولى ازدواج عملى نمىباشد ، بخاطر عدم كوشش جناب‌عالى ، اين موفقيت بزرگ حاصل نمىشود ، در اداره و محل كار مشكلى بوجود خواهد آمد كه بعدا گره‌گشا مىشود . 4 - ستاره شما در برج حمل ( فروردين ) است و جناب‌عالى داراى روحيهء حساس و رؤيايى ، عاشق‌پيشه ، باوفا ، مذهبى ، فداكار ، پشتكاردار ، سياستمدار ، نازپرورده ، قابل احترام ، عاشق خانواده ، درويش مسلك ، رفيق‌باز ، هوسباز و روشنفكر مآب هستيد كه ديگران ارزش واقعى شما را نمىدانند ، ناراحت نباشيد ، آينده‌اى درخشان در انتظار شما مىباشد به‌طورىكه ديگران بر زندگى شما حسادت مىورزند . 5 - به او نيز حق بدهيد زيرا اقوام خود را دوست دارد ، اگر پافشارى شما بيشتر ادامه يابد ، روزگار خوبى نخواهيد داشت ، تا همين اندازه كافى است .