شمس الدين حافظ
181
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
97 - « سيل دمادم » ما را ز خيالِ تو چه پرواىِ شراب است * خُم گو سرِ خود گير كه خُمخانه خراب است گر خَمرِ بهشت است بريزيد كه بىدوست * هر شربتِ عَذْبم كه دهى عينِ عذاب است افسوس كه شد دلبر و در ديدهء گريان * تحريرِ خيالِ خطِ او نقشِ بر آب است بيدار شو اى ديده كه ايمن نتوان بود * زين سيلِ دمادم كه درين منزل خواب است معشوقه عيان مىگذرد بر تو و ليكن * اغيار ، همىبيند ازان بسته نقاب است گل بر رخِ رنگينِ تو تا لطفِ عرق ديد * در آتشِ رشك از غمِ دل غرقِ گلاب است راه تو چه راهيست كه از غايتِ تعظيم * درياىِ محيطِ فلكَش عين سراب است سبزست در و دشت بيا تا نگذاريم * دست از سر آبى كه جهان جمله سراب است در كنجِ دِماغم مَطَلَب جاىِ نصيحت * كاين حجره پر از زمزمهء چنگ و رَباب است حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز ؟ * بس طورِ عجب لازمِ ايّامِ شَباب است * توضيحات : خُمخانه ( ميخانه ) عذب ( خوشگوار ) عين ( درست - خالص ) تحرير ( نوشتن ) ايمن ( در امان ) اغيار ( جمع غير - بيگانگان ) در ( دره ) سر آب ( كنار آب ) گنج دماغ ( گوشهء خانه ) رند ( در اينجا عشرتطلب ) نظرباز ( صفت فاعلى - نگاهكننده به چهرهء ديگران ) طور عجب ( حالت شگفت ) شباب ( جوانى ) پروا ( باك - ترس ) سر خود گير ( دور شو ) خمر بهشت ( بادهء بهشتى ) عذاب ( رنج ) تحرير ( نوشتن ) عيان ( آشكار ) غايت ( نهايت ) معنى بيت ( 2 ) ( اگر باده بهشتى هم باشد ، بر خاك بريزيد زيرا بدون حضور يار هر نوشيدنى خوشگوارى كه به من بدهيد ، درد و عذاب محض است ) معنى بيت ( 3 ) ( دريغا كه محبوب رفت و در چشم اشكافشان من نگاشتن و نقاشى كردن صورت خيالى او چون نقش بر آب كشيدن است كه حاصلى ندارد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - جنابعالى : شخصى مهربان ، صميمى ، يكرنگ ، علاقهمند ، طناز ، دلربا ، مشكلپسند ، زودرنج ، اشكالتراش ، خوش برخورد ، عصبانى با قلبى پر از مهر و محبت چون دل آهو دارى ولى ديگران ارزش واقعى شما را نمىدانند و شما نيز خيال مىكنيد همه بايد مانند شما باشند . 2 - موقعيت بسيار خوبى داريد ، ضرر و زيانى متوجه شما شده كه تلاش جنابعالى براى جبران آن بىفايده بوده است . 3 - سعى كنيد به پند و اندرز ديگران به ويژه كسانى كه به شما عشق مىورزند ، توجه دقيق نماييد كه بيش از اين ضرر نكنيد . 4 - اين هفته به يكى از مشاهد متبركه برو و زيارتى كن و دعايى بخوان و آنگاه آخر شب سوره مباركه « الانفعال » از آيه 35 تا آخر سوره را دقيق با معنى و حضور قلب بخوان و هفته بعد مشاهده كن چقدر در موفقيت شما مؤثر بوده است . 5 - خواجه در بيت ششم مىفرمايد : ( همينكه گل لطف و پاكى عرق را بر چهرهء نگارين زيباى تو ديد در آتش حسد به شدت گداخت و در عرق خود كه همان گلاب است ، غرقه شد ) يعنى گلاب عرق گل است كه از حرارت آتش حسد حاصل مىشود پس عزيزم مطلب را زياد برايت باز نمىكنم تا خود آنچه گفتم بدانى ، پس مرا دعا كن كه از راز درونت برايت سخن گفتم و اگر تو را مىديدم از اين غزل ، بسيار سخن برايت داشتم ، فقط به اين بسنده مىكنم كه بخت و اقبال همراه شماست ، حتما موفق مىشوى قدرى دقت ، سرعت و تلاش لازم است و به سخنان ديگران توجه مكن بلكه از يكى از آشنايان نزديك كمك بگير و با او مشورت كن و هراس نداشته باش كه موفقيت در چند قدمى شما قرار دارد و اجازه ورود مىخواهد پس نااميدى و يأس ؛ محلى از اعراب ندارند ، بپاخيز و اقدام كن .