شمس الدين حافظ

141

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

57 - « نقش خيال » دارم اميدِ عاطفتى از جنابِ دوست * كردم جنايتى و اميدم به عفوِ اوست چندان گريستيم كه هركس كه برگذشت * در اشكِ ما چو ديد روان ، گفت كاين چه جوست ؟ دانم كه بگذرد ز سرِ جرمِ من كه او * گرچه پرىوش است و ليكن فرشته‌خوست سرها چو گوى در سَرِ كوى تو باختيم * واقف نشد كسى كه چه گُوى است و اين چه كوست بىگفت‌وگوى زلفِ تو دل را همىكشد * با زلفِ دلكشِ تو كه را روى گفت‌وگوست هيچ است آن دهان كه نبينم ازو نشان * موييست آن ميان و ندانم كه آنچه موست ؟ عمريست تا ز زلفِ تو بويى شنيده‌ايم * زان بوى در مشام دلِ من هنوز بوست دارم عجب ز نقشِ خيالش كه چون نرفت * از ديده‌ام كه دم به دمش كار شست‌وشوست ؟ حافظ بَد است حالِ پريشانِ تو : ولى * بر بوىِ زلفِ دوست پريشانيت نكوست * توضيحات : عاطفت ( مهربانى ) جنايت ( گناه بزرگ ) پريوش ( مانند پرى - وش پسوند مشابهت‌ساز ) بىگفتگو ( بىچون و چرا ) جناب دوست ( محبوب ) جوى ( جويبار ) همىكشد ( مىربايد - تصرف مىكند - جلب مىكند ) شستشو ( پاك كردن ) معنى بيت ( 3 ) ( يقين دارم كه بار گناه مرا مىبخشايد ، اگرچه مانند پرى از ديده‌ها پنهان است اما مانند فرشته‌هاست - مدح شبيه به ذم ) معنى بيت ( 6 ) ( دهان يار از كوچكى گويى هيچ نيست و اثرى از آن ديده نمىشود و كمر او به باريكى مويى است ، عجبا تار بسيار نازكى است ) . معنى بيت ( 7 ) ( دير زمانى است كه بوى زلف تو به مشام من رسيده است ولى هنوز آن بوى در مشام من پابرجاست ) . معنى بيت ( 8 ) ( از نقش و خيال تو تعجب مىكنم كه چگونه از چشم من خارج نشده ، با اينكه دايما كار او شست‌وشو مىباشد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - حافظ در بيت اول روشن و واضح پاسخ نيت شما را داده است و مىفرمايد : ( گناهى كرده‌ام اما از حضور دوست اميد مرحمت دارم و اميد مهر و محبت را از محبوب قطع نمىكنم زيرا محبوب من كريم الشأن و عالىجناب است ) خود حديث مفصل بخوان . . . 2 - به او بگو : صادقانه با خود خلوت كرده و اقرار كند كه چرا اين ظلم را در حق كسى كه خالصانه و صميمانه با شما يكرنگ بود ، روا داشتى ؟ ! و اين گونه آزرده خاطرش كردى و خود نيز ناراحت شدى ، آخر آن بيچاره راه و رسم اين كار را نمىداند و در ابتداى كار است ، پس بر شماست كه با زيركى و هوشى كه خداوند به شما داده ، مراقب باشى و به او آموزش دهى . 3 - در كارهايت صداقت داشته باش ، خيلى باهوشى ولى متأسفانه اين استعداد را در راه بيهوده به كار مىگيرى و از خلاقيت خود به اندازه ظرفيت خداداد بهره نمىگيرى . 4 - به زودى خبر خوشى دريافت مىكنى و از بند اين غم آزاد مىشوى و موفقيت بزرگى نصيب شما مىشود . 5 - در كارها ترس و دلهره را از خود دور كن ، بلكه با توكل بر خدا و با اراده‌اى قوى و علاقه‌اى بسيار اقدام كن . 6 - مسافر نمىآيد ولى خبرى دريافت مىكنى ، اگر تلاش و كوشش خود را زيادتر كنى ، موفقيت همراه شماست و گرنه از ديگران عقب مىمانى ، عجله كار شيطان است ولى ترديد و نااميدى زندگى را سرد و بىروح مىكند . 7 - در آينده انسانى موفق خواهى شد و داراى زندگى خوبى هستى ، بدانكه بهتر هم مىشود . 8 - اين را خوب ياد بگير كه برنده : نسبت به ضعفهاى ديگران ، غمخوارى مىكند زيرا ضعفهاى خود را درك نموده و آنها را واقعا پذيرفته و در حال اصلاح آنهاست اما بازنده : ديگران را به دليل ضعف‌هايشان خوار و خفيف مىشمارد ، زيرا ضعف‌هاى درون خود را انكار نموده و پنهان مىكند .