شمس الدين حافظ

95

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

11 - « مُحِبّان بادپيما » صبا ! به لطف بگو آن غزالِ رعنا را * كه سر به كوه و بيابان ، تو داده‌اى ما را شكرفروش كه عمرش دراز باد ، چرا * تفقّدى نكند طوطى شكرخا را ؟ غرورِ حُسن اجازت مگر نداد ، اى گل * كه پرسشى بكنى عندليبِ شيدا را به خُلق و لطف توان كرد صيدِ اهلِ نظر * به بند و دام نگيرند مرغِ دانا را چو با حبيب نشينى و باده‌پيمايى * به ياد دار ، مُحِبّانِ بادپيما را ندانم از چه سبب رنگِ آشنائى نيست * سَهىقدانِ سيه‌چشمِ ماه سيما را جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب * كه وضعِ مهر و وفا نيست روىِ زيبا را در آسمان نه عجب گر به گفتهء حافظ * سماعِ زهره به رقص آورد مسيحا را * توضيحات : غزال رعنا ( استعاره از محبوب زيبا ) شكرفروش ( استعاره از يار شيرين‌لب ) طوطى شكرخا ( استعاره از شاعر شيرين‌سخن ) مگر ( همانا ) شيدا ( شيفته ) عندليب شيدا ( استعاره از عاشق سرگشته ) رنگ آشنايى ( شيوه دوستى و مهر ) سهىقدان ( راست قامتان ) باده‌پيمايى ( باده‌خورى ) غرور ( گول خوردن ) عندليب ( بلبل ) توان كرد ( توان كردن ) وضع ( قانون ) معنى بيت ( 1 ) ( اى صبا با مهر و محبت به آن محبوب زيبا بگو كه ما را آواره و سر به كوه و بيابان از عشق خود كرده‌اى ) معنى بيت ( 2 ) ( دلبر نوشين‌لب و شكردهان كه زندگى او دراز باد ، چرا از طوطى گوياى خود - اين شاعر شيرين سخن - دلجويى نمىكند و با مهر و محبت از حال او نمىپرسد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - واقعا خيلى شيفته و شيداى اين انديشه و فكر شده‌اى به طورى كه قرار و آرام ندارى و در همهء احوال به ياد و انديشه او هستى ولى بدانكه اين نيت اولا با توكل به خدا ثانيا با حوصله و شكيبايى حتما عملى است و جاى هيچ‌گونه نگرانى نمىباشد ، فقط شما قدرى عجله داريد . 2 - شما با تمام حواس متوجه اين موضوع و او هستيد و همه چيز را فراموش كرده‌اى ، تمام فكر و انديشه‌ات در تسخير و بدست آوردنش مىباشد ، اما توجه داشته باش كه همه با مال و ثروت نرم نمىشوند و شما بيش از اندازه از مردم انتظار داريد ، لطفا قدرى توقع خود را پايين بياور و سعى كن در كسب تحصيل و علم و دانش روز ، گام بردارى كه موفق مىشوى . 3 - صبر عامل پيشرفت شماست ، وسواس را از بين ببر ، از آن دوستى كه موى بلند و ابروان كشيده و قدى كوتاه دارد ، جدا برحذر باش كه نسبت به شما حسادت دارد ، همسرتان خيلى شما را دوست دارد ، قدر او را بدانكه هر 5 انگشت يكسان نيست . 4 - مسافر مىآيد ، خبر خوبى مىشنوى ، مسافرت صلاح نيست اما فروش خوبست ولى از خريد خوددارى كنيد . 5 - چيزى پيدا مىكنيد كه موجب پيشرفت و خوشحالى شما مىشود ، نذرى كه كرده‌اى ، ادا كن و اين هفته خوابى خوش مىبينى براى كسى تعريف مكن ، تنها براى آنكه خيلى دوستش دارى تعريف كن كه لذت ببرد . 6 - جواب نيت شما را حافظ در بيت آخر داده و مىگويد : شگفت نيست كه ناهيد ، رامشگر آسمان ، با سرودى از حافظ حضرت مسيح را در فلك چهارم به وجد و نشاط درآورد و بر سماع برانگيزد . 7 - شما خيلى خوب ، دلربا ، مهربان ، خوش‌قلب ، بخشنده هستى ولى كسى قدر شما را نمىداند و دستتان نمك ندارد . 8 - اين را مىدانى كه وقتى برنده‌اى مرتكب اشتباه مىشود مىگويد واقعا خودم اشتباه كردم اما وقتى بازنده مرتكب اشتباه مىشود مىگويد : تقصير من نبود . 9 - به قول بيت هفتم : عزيزم : تنها خرده‌اى كه بر حسن و نيكويى تو مىتوان گرفت ، اين است كه شيوهء مهربانى و وفاى به عهد را نمىشناسى ! مىدانى چرا ؟ براى اينكه زيبا و مغرورى ؟ !