شمس الدين حافظ

34

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )

تبحر و احاطهء علمى . مرحوم قزوينى روش تدقيق و نقد ادبى را به معاصرين خود آموخت ، آفتاب فياض با بركتى بود كه هركس را مستعد مىديد به تربيت و ارشاد او مىپرداخت با آن سبك خضوع و خشوع و رفتار دلپذير دوستانه‌اى كه داشت . بعد از چندى مرحوم قزوينى به سويس رفت ، بعد به آلمان رفت و تمام دورهء جنگ عمومى اوّل را در برلن بود و در آنجا شمع جمع يك دسته از فضلاى ايرانى و مستشرقين شد از قبيل مرحوم حاج ميرزا فضل‌على آقا تبريزى كه در آن وقت براى معالجهء سرطان بينى در آلمان بود و آقاى آقا سيد حسن تقىزاده و كاظم‌زادهء ايران شهر و سيّد محمّد على جمال‌زاده . بعد از جنگ عمومى به پاريس آمدند و تقريبا از 1920 تا اواخر 1939 كه جنگ عمومى دوم شروع شد در پاريس بود . در پاريس در پورت داورئلان در پشت پارك مونسو منزلى داشت ، يعنى عمارت تازه‌ساز هفت طبقه‌اى بود كه هر طبقه‌اى دو آپارتمان داشت . يك آپارتمان مركب از چهار اطاق كوچك متعلّق به او بود ، يعنى خريده بود به تقريبا يك‌صد و بيست هزار فرانك و در آن وقت فرانك به پول ايران هفت شاهى ارزش داشت . مدرسهء السنهء شرقيّهء پاريس و كتابخانه ملّى و كالژدفرانس مكرّر از قزوينى طلبيدند كه او تبعهء فرانسه شود تا به او كرسى استادى داده شود ولى او قبول نكرد و به قول خودش مىگفت چطور فرانسوى شوم ، من فرانسوى نيستم و به مشرب او كه از هر امر مصنوعى گريزان بود و يكپارچه صفا و صدق و صحّت فكر بود ، هيچ معنى نداشت . يك سال كه پروفسور بلوشه به‌واسطهء كسالت مزاج مجبور به استراحت بود و او نيابتا كارهاى او را در دست گرفت و گويا پنجاه هزار فرانك به ايشان حق دادند . حقّ تأليف بعضى كتب هم كه گرفته بود قدرى از آن را اندوخته كرده بود . در همان حوالى 1920 با زنى در فرانسه مسماة به روزا ازدواج كرده بود و از او دخترى داشت همسر و دختر علّامه قزوينى