شمس الدين حافظ
28
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )
ايام جنگ نقل و انتقال از شهرى به شهرى در نهايت اشكال بود بخصوص به الزاس و لورن معلوم الحال . استاد نولد كه مؤلف تاريخ معروف ساسانيان و عدهء كثيرى تأليفات گرانبهاى ديگر است در انواع علوم و فنون راجع به السنهء عربى و عبرى و سريانى و پهلوى و فارسى كه همه اين زبانها را به خوبى مىداند و در سنهء 1906 مسيحى ( 1324 هجرى ) مستشرقين اروپا جشن هفتاد سالهء او را گرفتند و كتابى بزرگ در دو جلد راجع به شرح حال او منتشر ساختند در مقدمهء آن كتاب 564 كتاب و رساله و مقاله از تأليفات او ذكر كردهاند ، و از آن تاريخ تاكنون كه هيجده سال مىشود لا بد مبلغى بر اين عدد افزوده شده است . به مناسبت صحبت از مستشرقين اين نكته را نيز كه از تجربيات خود به دست آوردهام ، در ختام اين مقاله بىمناسبت نمىدانم اشاره به آن بنمايم و آن اينست كه بر هموطنان عزيز من پوشيده نباشد كه در اروپا در حوزهء مستشرقين ، مدّعى و عالمنما و « شارلاتان » عدّهشان به مراتب بيشتر از مستشرقين حقيقى و علماى واقعى است و اگر چه اين مسئله از خصايص نوع بشر است در جميع نقاط دنيا ، و در هر فنى و علمى ، و تخصيص به مستشرقين اروپا ندارد ولى بخصوصه در ماده مستشرقين اروپا دامنهء اين مسئله وسعت غريبى دارد و علّت اين فقره شايد اين باشد كه به مضمون مثل معروف فرانسوى : « در مملكت كوران آدم يك چشم پادشاه است » بواسطهء بىاطلاعى عموم مردم در اروپا از اوضاع مشرق و از السنه و علوم مشرق ، بالطبع وظيفهء مستشرقى ، يك ميدان وسيع مستعدى مىشود براى متقلبين و « شارلاتان » ها كه به محض اينكه يكى دو از السنهء شرقيه را تا درجهاى آموختند و امتحانى از آن ( كه غالبا امتحانكنندگان از امتحان دهندگان بااطلاعتر نيستند ) دادند و بتوسل به يكى از وسائل به سمت معلم السنهء شرقيّه نايل آمدند ، ديگر تدريس آن زبان و غالبا چندين زبان ديگر در آن واحد مثلا فارسى و عربى و تركى با جميع علوم و فنونى كه به آن زبانها مدوّن شدهاند و جميع لهجات متكثرهء متنوعهء آنها ، همه محول به ايشان مىشود و ايشان بدون خجالت و ترس از افتضاح ( چون تميزى در بين نيست ) در عموم اين السنه و علوم و فنون ادعاى اطلاع مىكنند و درس مىدهند و تأليفات مىنمايند و صاحب آراء مخصوصهء تازه مىشوند و گاه نيز بعضى از كتابهاى بيچارهء فارسى يا عربى يا تركى را گرفته آنها را مسخ كرده ، مملو از اغلاط فاحشه به طبع مىرسانند . در صورتى كه معلّمين زبان يونانى و لاتينى مثلا كه عموم طبقات ناس كمابيش از آن دو زبان مستحضرند چون گوى و ميدان حاضر است هرگز چنين ادعاها بلكه عشرى از اعشار آنها را ممكن نيست بكنند ، و فقط به تخصص در يك شعبهء كوچك محدودى از آن دو زبان قناعت كرده ، پا را از آن گليم باريك خود جرئت ندارند درازتر كنند . مقصود اينست كه هموطنان