شمس الدين حافظ
23
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )
علما و شعرا و ادباى عصر حاضر مرا افتتاح روابط كتبى و آشنائى غائبانه دست داد . در ايّامى كه من مشغول طبع و تصحيح مرزباننامه بودم ايشان با يك وسعت قلب و انشراح صدرى كه فقط از مثل ايشان فاضلى متوقّع مىتوان بود نسخهء مصححهء خودشان را بدون هيچ سابقهء آشنائى و وثيقهء اعتمادى براى تكميل تصحيح آن كتاب براى من فرستادند و به آن مناسبت از آن وقت تا كنون ابواب مكاتبه بين الجانبين باز است و اين ضعيف از افاضات آن استاد محترم همواره سرفراز . در اواخر سنهء هزار و سيصد و سى و سه چون بواسطهء جنگ عمومى همهء كارهاى دنيا معوّق و تعطيل شده بود و به عللى كه اينجا موقع ذكر آن نيست ، ديگر براى من در پاريس بههيچوجه ادامهء كارهائى كه به دست داشتم ممكن نبود ، آقاى حسينقلى خان نواب از دوستان قديم بنده كه آن وقت در پاريس بودند و در همان اوقات به سمت وزارت مختار در دربار برلن معين شده بودند به من پيشنهاد كردند ، تو كه حالا در پاريس كارى ندارى بيا باهم برويم به برلن و دو سه ماهى آنجا بمان و آنجا را هم ببين و پس از دو سه ماه ديگر كه جنگ تمام شد ( ! ) و كارها به حالت اوليه عود نمود دوباره به پاريس برگرد . من نيز پيشنهاد ايشان را را با كمال شوق پذيرفته در 14 ذىالحجّهء 1333 ( 23 اكتبر 1915 ) از پاريس حركت كرده - از راه سويس در مصاحبت ايشان - چهار روز بعد وارد برلن شدم و با وجود اشكالات فوقالعادهء عبور و مرور در آن ايّام جنگ بخصوص عبور از خاك يكى از دول متحاربه به خاك ديگرى به مناسبت اينكه ايشان وزير مختار و داراى تذكرهء « ديپلوماتيك » بودند و ما هم جزو جلال ايشان بوديم چندان گرفت و گيرى در سرحدات به عمل نيامد . اندكى پس از ورود به برلن دخول و خروج از خاك آلمان بهكلى مسدود گرديد و دو سه ماه ، دو سه سال شد و باز جنگ تمام نشد . الغرض من مدت چهار سال و نيم تا ختام جنگ در برلن ماندم . شرح صدمات و مشقّاتى كه من از قحط و غلاى عمومى درين مدت مانند همهء اهالى آن مملكت فلكزده كشيدم از گنجايش امثال اين مختصر مقاله بيرون است ؛ يك كتاب بهاندازهء روضة الصفا براى آن لازم است ؛ اداى اين وظيفه را به عهدهء مورخين اين جنگ وامىگذارم . اينكه مىگويم قحط و غلاى « عمومى » مقصودم اينست كه در قحط و غلاهاى معمولى غالبا تنگى ارزاق منحصر به يكى دو فقره است ، مثلا نان يا گوشت يا غير آن دو ، ولى درين مدت جنگ در آلمان بواسطهء محاصرهء برّى و بحرى دول متفقه كه يك زنجيرى آهنين غير قابل خرق و التيام ، از كشتيهاى جنگى و پانزده مليون سرنيزه ، گرداگرد آن مملكت