شمس الدين حافظ
887
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
. . . داستان « مهر و وفا » را ، هم ، به نوشتهء هدايت در مجمع الفصحاء ، رشيدى سمرقندى شاعر قرن ششم سروده بوده اما امروز از منظومهء رشيدى نسخهاى نمانده است . . . رياحى ، دكتر محمد امين ، گلگشت ص 114 ( نقل از ص 180 حافظشناسى ، مجلد پانزدهم ، به كوشش « سعيد نياز كرمانى » ، شركت انتشاراتى پاژنگ - تهران ؛ پائيز 1371 ) . ( اورنگ كو گلچهر كو . . . ) « . . . تلميح است به قصهء اورنگ و گلچهر كه از قرار ذكر برهان قاطع . . . اورنگ نام عاشق بوده و گلچهره نام معشوقهء او ( نشيند شاد با گلچهره ، اورنگ - به دستى گل به دستى جام گلرنگ . . . « عبيد زاكانى » . ( داو تمامى مىزنم ) : داو . . . كه امروز ( دو ) گويند به معنى نوبت بازى است در شطرنج و نرد و نيز در بازى نرد بمعنى زياد كردن خصل قمارست . يعنى گرو قمار و آنچه از نقود بر سر ( داو ) قمار گذارند و شرط و گروبندى به آن كنند . . . علامه محمد قزوينى ، نقل از مجلهء يادگار ، سال اول ، شمارهء 8 - صفحهء ( 70 ) . حافظ ق غ : با آنكه از وى غايبم . . . . - نسخهء 805 : « با آنكه از خود . . . » . : - الف - ( بيت چهارم ) : « تا » ادات تعليل ؛ « بو كه » در اصل « بود كه » . - بود : « دال » تخفيفا حذف گشته . » شرح سودى بر حافظ ، ترجمهء دكتر عصمت ستارزاده - ص 1922 مجلد سوم . : - ب - ( مصرع دوم بيت پنجم ) : « نقش خيالى » قزوينى . - « نقش وصالى » پير حسين كاتب - . ( . . . « نقش وصالى ، بر « نقش خيالى » ترجيح دارد و جوابگوى عبارت « كام دل » در مصرع اول است . » استاد اديب برومند . - غزليات حافظ ، ص 707 ، ناشر : پاژنگ ) .