شمس الدين حافظ
73
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
حافظ قزوينى غنى : شكفته شد گل حمرا . . . ( ! ) ( شكفته شد گل خمرى و گشت بلبل مست . . . « در چند نسخهء معتبر و كهن « گل حمرى » آمده است بىنقطهء روى حاء حطى ، در نسخههاى ديگر آن را به « گل حمرا » تبديل كردهاند . اما آوردن صفت مؤنث براى گل وجهى ندارد . در هيچ شعر ديگر هم . . . چنين صفتى براى گل نياوردهاند . در يكى از نسخههاى چاپى ديوان منوچهرى « گل حمرى » آمده است در مطلع ذيل : نوروز در آمد اى منوچهرى * با لالهء سرخ و با گل حمرى كه چون اين كلمه در قافيه قرار دارد آن را « حمرا » نمىتوان خواند . امّا در كتاب المعجم ( تصحيح رضوى - چاپ تبريز - ص 257 ) « گل خمرى » آمده است و كلمهء « خمرى » در عربى رنگ سرخ مايل به سياه است و در اقرب الموارد نوشته شده است : « الخمرى من . . . » يعنى سياهى كه به سرخى مىزند و مانند رنگ شراب است . بنابراين شك نيست كه اصل اين كلمه در شعر حافظ « خمرى » بوده است و چنان كه شيوهء شاعر بزرگوار است در اينجا ايهامى به كار برده يعنى هم رنگ گل را بيان كرده و هم اشاره به مفهوم خمر را كه بلبل را مست كرده است ؛ و ظاهرا گل خمرى كه منوچهرى هم آن را ذكر كرده يكى از انواع گل بوده است . مانند گل سورى و گل خيرى ، و شايد اين نوع گل يا اين نام ، بعدها فراموش شده و كاتبان آن را درست نفهميده و به « حمرى » بدل كردهاند . تبديل اين كلمه به « حمرا » هم نتيجهء همين غفلت است . اما كلمهء گل « حمرى » كه همان « خمرى » بايد باشد در چند منبع ديگر نيز آمده است » . . . دكتر پرويز ناتل خانلرى ، ديوان حافظ - ملحقات غزليات - [ مجلد دوم ] ص 1220 گل خمرى - چاپ تهران 1362 ه . ش ) . صفحات 446 و 447 مقالات حافظ نوشتهء هروى را خواندهام . ( ح ) الف . . . « گل خمرى مجعول است . . . در مورد شراب تندرنگ مايل