شمس الدين حافظ
8
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )
خودش نمىتواند نشان بدهد . اين طبيعت زبان غزل است و هر شاعرى ناگزير در غزل محدوديّتهائى دارد . حالا اگر نگاه كنيد به تشبيبها و نسيبهائى كه شعرا معمولا در مقدّمات قصايد داشتهاند ، در گذشته كمتر قصيدهاى بود كه از تشبيب و نسيب يعنى از همان ابيات عاشقانهاى كه شاعر در ابتداى قصيده مىسرود خالى باشد ، خواهيد ديد كه هيچكدام از ابياتى كه به عنوان تشبيب در مقدمه و طليعهء قصايد سروده شده نتوانسته است كار يك غزل را در بين مردم بكند ، با اينكه غزل است نه هرگز خوانندهاى با آن آوازى سروده و نه به عنوان وصف الحال عاشقى به كار رفته است ، با اين حال طنطنهء قصيده مانع شده است كه لطف و لطافت غزل را داشته باشد . به نظر مىرسد لطافت و نازكى در غزل بطور طبيعى با طبيعت استحكام و محكم بودن شعر در قصيده منافات دارد ، امّا اگر ما شعرى پيدا كرديم كه با وجود غزل بودن از لحاظ استحكام الفاظ كوچكترين نقيصهاى نداشته باشد اين شعر برترين شعر است . اگر غزلى را ما يافتيم كه علاوه بر لطف سخن و لطافت كلمات از يك استحكام و استوارى هم برخوردار بود بهطورىكه نتوان جاى هيچ كلمهاى از كلمات آن را عوض كرد يا چيزى بر آن افزود يا چيزى از آن كاست بايد قبول كنيم