شمس الدين حافظ

61

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

[ غزل‌ها ] مصراع نخست از مطلع غزل‌ها را در پى ، بازمىآوريم : 1 مىدمد صبح و كله بست سحاب 2 حال دل با تو گفتنم هوس است 3 دل سرا پردهء محبّت اوست 4 حال خونين دلان كه گويد باز 5 درد عشقى كشيده‌ام كه مپرس 6 از رقيبت دلم نيافت خلاص 7 خوش خبر باش اى نسيم شمال 8 گرچه ما بندگان پادشهيم 9 اى كه دايم به خويش مغرورى قطعه‌ها 10 صاحبم دوش باده نفرستاد 11 نبود مهترى چو دست دهد 12 بر تو خوانم ز دفتر اخلاق 10 بحر رمل مسدّس محذوف ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلن 2 بار ) دردم از يار است و درمان نيز هم * دل فداى او شد و جان نيز هم [ غزل‌ها ] نخستين مصراع از مطلع غزلهايى را كه در بحر مذكور سروده شده‌اند ، به ترتيب تقدّم حرف