شمس الدين حافظ

34

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

آدم احساس مىكند كه حق با آنها بود كه يك چنين گزارشى را به تيمور دادند . امير مبارز الدّين را پسرش شاه شجاع كور كرد و بعد كشت . شاه شجاع سالها زندگى كرد به وسيله برادرش از شيراز اخراج شد . دوباره بعد از يكى دو سال به حكومت شيراز برگشت . او باز برادر را اخراج كرد . بعضى برادرهايش را كشت . بعضى از پسرهاى خودش را كور كرد ، تا بالاخره از دنيا رفت . پسر او شاه زين العابدين به حكومت رسيد و او هم به وسيلهء پسر عمويش شاه منصور . اين شاه منصور آخرينشان بود و در همين بيابانهاى شيراز خودش و يارانش در ميان لشكريان تيمور كشته شدند . شما ببينيد در طول چهل سال چقدر جنگ ، چقدر خونريزى ، خويشاوندكشى و بيگانه‌كشى ، يك چنين وضعيّتى در شيراز وجود داشته است و دائما مردم شيراز زير فشار و ارعاب اين ديكتاتورهاى زبان نفهم و مغرور بودند كه هر كدام سليقهء مخصوصى داشتند . چنين وضعيّت آشفته بر شيراز حكومت مىكرده و حافظ حدود شايد 45 - 40 سال از عمر خودش را در دوران اين خانواده گذرانده است . طبيعى است كه با شهرت حافظ در شعر و شاعرى اين انتظار از او وجود داشته باشد كه زبان به مدح بعضى از افراد اين خانواده بگشايد و