شمس الدين حافظ
32
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )
از فرق متصوّفه نمىتوانند ادّعا كنند ، كه حافظ جزء سلسلهء آنهاست ، زيرا براى او هيچ مرشدى ، شيخى ، قطبى بيان نشده و بعيد هم به نظر مىرسد كه او قطبى و شيخى داشته باشد و در اين ديوان كه از افراد زيادى در آن سخن رفته است از آن مرشد و معلّم سخنى نرفته باشد البتّه در اشعار او اشارهاى است به اينكه بدون پير ، راه عشق را نمىتوان طى كرد : به راه عشق منه بىدليل راه قدم * كه من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد شعر حافظ در زمان خود او گسترش و شهرت يافته بود . زمان او از لحاظ سياسى يكى از بدترين زمانهاى تاريخ ايران است و من واقعا به ياد ندارم زمانى را و منطقهاى را كه به قدر شيراز در زمان حافظ دستخوش تحوّلات گوناگون سياسى همراه با خرابيها و ويرانيها بوده باشد . اگر مبدأ اين دوران و پادشاهىهاى زمان حافظ از زمان شيخ ابو اسحاق اينجو بدانيم كه زمان شروع سلطنتش هفتصد و چهل و اندى است ، دوران جوانى حافظ است . چون حافظ سال ولادتش معلوم نيست ( 720 يا 722 ) امّا حدودا مىشود فهميد كه در حول و حوش 720 است . حافظ جوان بيست و