شمس الدين حافظ

28

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

يكى ديگر از مباحث عرفانى موجود در مكتب عرفا مسئله حيرت است . همان چيزى كه متأسّفانه در كلام كسانى كه حيرت عارف را درك نكرده‌اند به شك تعبير شده است شك يعنى ترديد در ريشه قضايا درحالىكه اين غير از حيرت عارف است ، هر چه عرفان و معرفت او بيشتر مىشود حيرتش هم بيشتر مىشود ( رب زدنى تحيّرا فيك ) از دعاهايى است كه نقل شده ( و ما عرفناك حقّ معرفتك ) كه از رسول اكرم ( ص ) نقل شده است . بىاعتنايى به دنيا ديد عارفانه است . اينكه تعبيرات مربوط به بىاعتنايى را مربوط به رندى او بدانيم درست نيست . بالاخره آن رندى كه آنها تصوير مىكنند و از كلام خود او استفاده مىكنند ( خرقه جايى گرو باده و دفتر جايى ) پولى مىخواسته است . وظيفه‌اى مىخواسته است تا بتواند همان بادهء خودش را تأمين بكند . آن رند مورد تصوير آقايان چطور مىتواند ، به دنيا و آخرت بىاعتنا باشد ؟ اگر همان شاه شجاع و حتّى امير مبارز الدّين پولى به حافظ مىدادند ، آن حافظى كه اينها تصوير مىكنند مطمئنّا آن پول را مىگرفت و صرف مى مىكرد و مىخورد و مىخوراند و مىنوشيد و مىنوشانيد . از اينكه بىاعتنايى به دنيا درنمىآيد . بىاعتنايى به مال دنيا