شمس الدين حافظ
66
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
غزل 21 [ دل و دينم شد و دلبر به ملامت برخاست ] 1 دل و دينم شد و دلبر به ملامت برخاست * گفت با ما منشين كز تو سلامت برخاست 2 كه شنيدى كه در اين بزم دمى خوش بنشست * كه نه در آخر صحبت به ندامت برخاست 3 شمع اگر زان لب خندان به زبان لافى زد * پيش عشاق تو شبها به غرامت برخاست 4 در چمن باد بهارى ز كنار گل و سرو * به هوادارى آن عارض و قامت برخاست 5 مست بگذشتى و از خلوتيان ملكوت * به تماشاى تو آشوب قيامت برخاست 6 پيش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت * سرو سركش كه به ناز از قد و قامت برخاست 7 حافظ اين خرقه بينداز مگر جان بِبَرى * كآتش از خرقهى سالوس و كرامت برخاست