شمس الدين حافظ
52
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
غزل 14 [ گفتم اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب ] 1 گفتم اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب * گفت در دنبال دل ره گم كند مسكين غريب 2 گفتمش مگذر زمانى گفت معذورم بدار * خانهپروردى چه تاب آرد غم چندين غريب 3 خفته بر سنجاب شاهى نازنينى را چه غم * گر ز خار و خاره سازد بستر و بالين غريب 4 اى كه در زنجير زلفت جاى چندين آشناست * خوش فتاد آن خال مشكين بر رخ رنگين غريب 5 مىنمايد عكس مى در رنگ و روى مهوشت * همچو برگ ارغوان بر صفحهى نسرين غريب 6 بس غريب افتاده است آن مور خط گرد رخت * گرچه نبود در نگارستان خط مِشكين غريب 7 گفتم اى شام غريبان طرهى شبرنگ تو * در سحرگاهان حذر كن چون بنالد اين غريب 8 گفت حافظ آشنايان در مقام حيرتاند * دور نبود گر نشيند خسته و مسكين غريب