شمس الدين حافظ
31
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
[ شرح ] غزل 3 بيت 1 : ترك شيرازى : قبايل قشقايى شيراز به گويش تركى تكلم مىكنند و زنان و دختران آنان به زيبايى مشهورند . ( در اينجا مراد از ترك شيرازى ، محبوب دلرباى ترك شيرازى است . ) به دست آرد دل ما را : نظر محبتى به ما كند . خال هندو : خال سياه بخشم سمرقند و بخارا را : به بهاى خال سياهش سمرقند و بخارا را مىدهم . ( سمرقند و بخارا نام دو شهر بزرگ و آباد ايران بوده كه اكنون جزو قلمرو ازبكستان است . ) منظور اين است كه حافظ برخوردارى از وصال آن ترك شيرازى را به حكومت سمرقند و بخارا ترجيح مىدهد . بيت 2 : مى باقى : شراب باقى مانده در تنگ شراب آب ركنآباد : نهرى در نزديكى شيراز جنت : بهشت مصلا : در اينجا منظور نام گردشگاهى است در شيراز . بيت 3 : لوليان شهرآشوب : كوليان ، منظور دختران خوش سيما و خوش صدايى بودهاند كه با آواز خوش در كوچه و بازار امرار معاش مىكردهاند و حسن جمال آنان در شهرآشوب بپامىكرده است . تركان : در اينجا منظور قبيلهاى از قبايل ترك تركمنستان است . خوان : سفره خوان يغما : در اين بيت ، منظور سفرهى عمومى و بار عام سلطان تركستان است در جشن نوروزى . كه تركان خوان يغما را : همان گونه كه تركان غارتگر پس از صرف غذا در مهمانى سلطان ، دست به تاراج همهى وسايل سفره از قبيل سينى و بشقاب و ديگر وسايل گران قيمت سفره زدند . ( در قبايل ترك تركستان رسم است كه در ايام عيد ، سلطان ضيافتى برگزار مىكند و مهمانان پس از صرف غذا همهى وسايل را به غارت مىبرند . اين نوعى از برنامهى جشن نوروز است نه دزدى و غارتگرى به معناى بد آن . ) بيت 4 : مستغنى : بىنياز به آبورنگ و خال و خط . . . : حسن خدادادى نيازى به مشاطه ندارد . « حسن خداداده را حاجت مشاطه نيست » مشاطه : آرايشگر بيت 5 : از پردهى عصمت بيرون آمدن : عفت و پاكدامنى را از دست دادن زليخا : نام زنى زيبا ، همسر نخست وزير ( عزيز ) مصر كه با ديدن يوسف ، دل به او باخت و از پردهى عصمت بيرون آمد . ( ر . ك به زيرنويس غزل 9 ) گرش ببينى و دست از ترنج بشناسى * روا بود كه ملامت كنى زليخا را ! بيت 6 : مىزيبد : شايسته است لعل شكرين : منظور دهان نوشين دلدار است . بيت 8 : كه كس نگشود و نگشايد . . . : تا كنون كسى به راز خلقت پى نبرده و نخواهد برد . « آن كه پرنقش زد اين دايرهى مينايى * كس ندانست كه در گردش پرگار چه كرد » بيت 9 : دُر : مرواريد در سفتى : مرواريد به رشتهى نظم كشيدى ( غزل به مرواريد تشبيه شده ) سزاوار است كه فلك به عنوان جايزهى چنين غزلى ، گردنبند ثريا را نصيب تو كند عقد : گردنبند عقد ثريا : مجموعهى چند ستاره در آسمان به شكل گردنبند .