الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
89
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
كه جمال و زيبائيش برايت باقى و و بال و بديش از تو رخت بربندد ، مال براى تو باقى نمىماند و تو نيز براى آن باقى نخواهى ماند . پسرم ! بدان تو براى آخرت آفريده شدهاى نه براى دنيا ! براى فنا نه بقاى در اين جهان ! براى مرگ نه براى زندگى ! ( و بدان ) كه تو در منزلى قرار دارى كه هر آن ممكن است از آن كوچ كنى ، در منزلى كه بايد زاد و توشه از آن برگيرى تو در طريق آخرتى ، تو طريد مرگى ، همان مرگى كه هرگز فرار كننده از آن نجات نمىيابد . و از دست جويندهاش بيرون نمىرود و سرانجام او را مىگيرد . بنا بر اين از مرگ بر حذر باش ! نكند زمانى تو را بچنك آورد كه در حال بدى باشى ، و تو بيشتر با خود مىگفتى كه از اين حال توبه خواهى كرد اما او ميان تو و توبهات حائل مىگردد و اينجا است كه تو خويشتن را به هلاكت انداختهاى . ياد مرگ پسرم ! بسيار به ياد مرگ باش و به ياد آنچه بسوى آن مىروى ، و پس از مرگ در آن قرار مىگيرى تا اين كه هنگامى كه مرگ بنزد تو آيد تو خود را از هر جهت مهيا كرده باشى . نيروى خويش را تقويت ، و دامن همت بر كمر زده و آماده باشى ، نكند ناگهان بر تو وارد شود و مغلوبت سازد ، ( پسرم ) از اين سخت بر حذر باش كه علاقه شديد مردم به دنيا و حمله حريصانهشان به آن تو را مغرور سازد چرا كه خداوند ترا از وضع دنيا آگاه كرده و دنيا نيز خود از فنا و زوالش تو را خبر داده و بديهاى خود را آشكارا به تو نشان داده است . ( بدان ) دنيا پرستان همچون سگانى هستند كه بىصبرانه همواره صدا مىكنند و درندگانى كه در پى دريدن يكديگرند ، زورمندان ضعيفان را مىخورند و بزرگترها كوچكترها را . يا همچون چهار پايانى كه گروهى از آنان پاهايشان بسته و گروهى ديگر رها شدهاند ، راههاى صحيح را گم كرده و براههاى نا معلوم گام گذاردهاند در وادى پر از آفات رها شدهاند ، در سرزمينى شنزار كه حركت در آن بكندى امكان پذير است .