الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

629

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

4802 - عطش 4803 - بيشه 4804 - مار 4805 - اقامهء دليل نمىكند 4806 - ناگهانى روى آورد 4807 - تهديد نكرده بود 4808 - گناهكار 4809 - تو را محزون ساخت 4810 - كوچك ( گاهى به بزرگ نيز گفته مىشود ) 4811 - احمق 4812 - ردف رديف - پشت سر 4813 - از دست دادن فرزند . 4814 - مال ربوده شده 4815 - پشت كردن 4816 - بين شما - مورد احتياج شما 4817 - « سنگ » ، كنايه از شر و بدى است 4818 - ليقه بگذار ( ليقه پارچه يا پنبه‌اى است كه در دوات براى تنظيم مركب مىگذارند ) 4819 - نيش قلم 4820 - نزديك ساز 4821 - نقص و عيب 4822 - مشكل - معما 4823 - نام قبيله ايست 4824 - ناله ، همراه با گريه 4825 - موجب خوارى 4826 - زيركان 4827 - ناتوانها 4828 - جمع وازع حاكم 4829 - بشاشت - سرور 4830 - در فكر فرو رفته 4831 - بخيل 4832 - نيازش 4833 - خليقه خوى - اخلاق 4834 - نفس - ذات 4835 - محكم - سخت 4836 - شنيده شده 4837 - اقبال روى آوردن 4838 - آزموده شده 4839 - كسانى كه در نقصانند 4840 - كم عقلها 4841 - كسى كه به دينش پاى بندتر است 4842 - خونش را جارى مىكند