الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

61

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

و اگر دروغ باشد كارى به تو ندارد ، تو را با برتر و غير برتر و رئيس سياسى اسلام و زيردستانش چكار ؟ اسيران آزاد شده كفار جاهليت و فرزندانشان را با امتيازات بين مهاجران نخستين و ترتيب درجات و تعريف طبقاتشان چه نسبت ؟ ! هيهات ! خود را در صفى قرار مىدهى كه از آن بيگانه‌اى ، كار به جائى رسيده كه محكومان حاكم شده‌اند ! اى انسان چرا سر جايت نمىنشينى ؟ ! و چرا از كوتاهى و ناتوانى خويش آگاه نمىشوى ؟ ! و چرا بجاى خودت باز نمىگردى ؟ ! غلبه مغلوب و پيروزى پيروزمند ( در اسلام ) با تو چه ارتباطى دارد ؟ تو همان كسى هستى كه همواره در بيابان گمراهى سرگردانى ، و از راه راست و حد اعتدال منحرفى . مگر نمىبينى - نه اين كه بخواهم خبرت دهم بلكه به عنوان شكر و سپاسگزارى نعمت خداوند مىگويم - جمعيتى از مهاجران و انصار در راه خدا شربت شهادت نوشيدند ، و هر كدام داراى مقام و مرتبتى بودند ، اما هنگامى كه شهيد ما « حمزه » شربت شهادت نوشيد به او گفته شد سيد الشهداء ( آقاى شهيدان ) و رسول اللّه هنگام نماز بر وى ( بجاى پنج تكبير ) هفتاد تكبير گفت . و نيز مگر نمىدانى گروهى دستشان در ميدان جهاد قطع شد كه هر كدام مقام و منزلتى دارند ، ولى هنگامى كه اين جريان در باره يكى از ما انجام شد لقب « طيار » به او داده شد « آن كس كه در آسمان بهشت با دو بال خود پرواز مىكند » ! و اگر نه اين بود كه خداوند نهى كرده كه انسان خويشتن را بستايد فضائل فراوانى را بر مىشمردم ، كه دلهاى آگاه مؤمنان با آن آشنا است و گوشهاى شنوندگان از شنيدن آنها تحاشى ندارد . . بهر حال دست از اين سخنها بردار كه تو همچون شخصى هستى كه تيرش به خطا رفته . ما ساخته و پرورش يافته و رهين منت پروردگار خويش هستيم ، ولى مردم پرورش يافته و تربيت شدهء مايند ، آميزش و اختلاط ما با شما هرگز عزت و عطاهاى ما را بر شما از بين نمىبرد . . .