الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

599

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

3541 - مانعان از يارى 3542 - عيب مىگرفتم 3543 - جمع « حدث » بدعت 3544 - تهمت 3545 - خير خواه 3546 - گرياندن 3547 - به ياد دارى 3548 - پشت كنندگان 3549 - صبر كن 3550 - جنك 3551 - كنايه از حريف است 3552 - حركت كننده به سرعت 3553 - لشكر بزرك 3554 - پراكنده 3555 - غبارشان 3556 - لباس بر تن دارند 3557 - از فرزندان جنگجويان بدر 3558 - اشاره به برادر معاويه ، حنظله و دائيش وليد بن عتبه و جدش عتيبة بن ربيعه است . 3559 - كنايه از تفرقه است 3560 - خود از آن آگاهيد 3561 - تجاوز كرد 3562 - مهلك 5363 - سفاهت 3564 - منحرف 3565 - مخالفت من 3566 - جمع جيد مركب 3567 - آماده حركت شده‌اند 3568 - شترم را 3569 - شيء بسيار كوچك 3570 - نقض كنندهء پيمان 3571 - راه مستقيم 3572 - راه روشن 3573 - خواستنى 3574 - زيركان 3575 - افراد پست 3576 - روى برتافت 3577 - منحرف شد . 3578 - از بيراهه رفت 3579 - گمراهى 3580 - زيان بار 3581 - واردت كرده 3582 - در پرتگاه افكنده