الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
586
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
آنجا كه به مرحله گناه نرسيده باشد مباح است ، اما اگر ضمن شوخى و مزاح آبروى مسلمانى ريخته شود ، يا نسبت ناروائى به كسى داده شود و يا موجب غيبت ، تهمت و امثال آن گردد مسلما حرام است ( و نبايد فراموش كرد كه مزاح مىتواند وسيلهاى براى همه اين گناهان گردد ) اما اگر به طرز صحيح و درستى باشد و موجب سرور و خوشحالى گردد اشكالى نخواهد داشت بلكه احيانا از لوازم حيات بشمار مىرود زيرا زندگى بدون شادى و سرور غالبا قابل تحمل نيست ، لذا مىبينيد پيامبران ، ائمه و پيشوايان دين احيانا خود اهل مزاح بودند ولى مسلما بدون هيچگونه آلودگى به گناه ، لذا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمود : « انى امزح و لا اقول الا الحق » : « من مزاح ميكنم ولى جز حق نمىگويم » ! نمونههاى مزاح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز به همين مطلب اشاره دارد به عنوان نمونه پيامبر به پيرزنى كه از او درخواست كرد خداوند او را به بهشت ببرد فرمود : « پيرها وارد بهشت نمىشوند » ! پيرزن ناراحت شد پيامبر تبسم كرد و فرمود قرآن مىگويد : « « إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً » « 1 » » اشاره به اين كه پير زنان در آنجا جوان خواهند شد و وارد بهشت خواهند گرديد . و يا به يكى از زنان انصار فرمود : « شوهرت را درياب كه در چشمش سفيدى است » : ( الحقى زوجك فان فى عينه بياضا ) ملاحظه مىفرمائيد سخن ، صحيح و درست است ولى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از سرعت و كندى ذهن طرف براى مزاح استفاده كرده است . و لذا گفتهاند : « المزاح فى الكلام كالملح فى الطعام » : « مزاح در سخن چون نمك در طعام است » ولى بايد توجه داشت كه مزاح زياد انسان را كوچك مىكند .
--> 1 - سورهء واقعه ( 56 ) ، آيهء 35 و 36 .