الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

488

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

( 504 . ) اين نامه را بلاذرى در كتاب انساب الاشراف 1 بلاذرى - انساب الاشراف - ص 157 چاپ اعلمى در شرح حال على ( ع ) ص 157 چاپ اعلمى در شرح حال على ( ع ) و ابن واضح در تاريخ 1 ابن واضح - تاريخ - جلد 2 ص 192 خود جلد 2 ص 192 آورده‌اند . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 ص 469 ج 3 ص 469 ) « سهل ابن حنيف » : او برادر عثمان ابن حنيف است كنيه او ابو عمرو ، يا ابو عبد اللّه مىباشد . او در تمام جنگهاى اسلام حضور داشته ، در جنك احد همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ثابت قدم ايستاد و جز و فراريان نبود سهل در آن روز با نبى اكرم ( ص ) بيعت مرگ و شهادت بست او در روز احد به وسيله تير از پيامبر دفاع مىكرد ابو امامه فرزند سهل از پدرش نقل مىكند ، در يكى از جنگها كه همراه پيامبر بوده به نهر آبى رسيده و در آن خود را شستشو داد ، چون از نظر جسمى زيبا و سمين بود ، هنگامى كه يكى از انصار از كنارش مىگذشت از اين آفرينش به شگفت فرو رفت ، و جمله‌اى كه حكايت از اين شگفتى مىنمود به زبان آورد ، طولى نكشيد سهل بيمار شد و تب او را فرا گرفت ، وى را به خدمت پيامبر ( ص ) آوردند پيامبر جريان را پرسيد سپس فرمود : چه مىشود هنگامى كه در جسم برادر خود يا در مالش چيز جالبى يافتى بارك اللّه بگوئيد چرا كه چشم زخم حق است : « ما يمنع احد كم اذا راى من اخيه ما يعجبه فى نفسه او فى ماله فليبرك عليه فان العين حق » او از ياران على ابن ابي طالب ( ع ) نيز به شمار مىآيد با او بيعت نمود و پس از آنكه امير مؤمنان از مدينه بسوى بصره حركت كرد وى را به جانشينى خود در مدينه گماشت . سهل در جنك صفين نيز شركت كرد . وى از ناحيه امام عليه السلام والى بلاد فارس نيز شد .