الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
447
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
« فقل لقريش نحن اصحاب مكة * و يوم حنين و الفوارس فى بدر » به قريش بگو ما همان مردمى هستيم كه در مكه با پيامبر بيعت كرديم و همان كسانى هستيم كه در جنك حنين نبرد كرديم و همان پهلوانان بدريم . نصرنا و آوينا النبي و لم نخف * صروف الليالى و العظيم من الامرى ما به يارى پيامبر برخاستيم ، او را پناه داديم و از هيچ نقشه و مبارزهاى وحشت به خود راه نداديم . و قلنا لقوم هاجروا قبل مرحبا * و اهلا و سهلا قد امنتم من الفقر به آنها كه در آغاز مهاجرت نمودند و بمدينه آمدند ، مرحبا و آفرين گفتيم و يادآور شديم كه از فقر و تنگدستى در امان خواهيد بود . نقاسمكم اموالنا و بيوتنا * كقسمة ايسار الجزور على الشطر ما اموال و خانههاى خود را با شما تقسيم مىكنيم و در اين راه از هيچ چيز دريغ نداريم . و قلتم حرام نصب سعد و نصبكم * عتيق ابن عثمان حلال ابا بكر ( اما پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه عده از اهل مدينه خواستند سعد ابن عباده را امير قرار دهند ) گفتيد نصب سعد بر امارت حرام است ولى ابو بكر را خود خليفه ساختيد و آن را حلال شمرديد ! و كان هوانا فى على و انه * لاهل لها يا عمر من حيث لا تدرى اما خواسته ما على ( ع ) بود و او اهليت خلافت را داشت بدون اين كه شما اين مطلب را دريابيد . وصى النبي المصطفى و ابن عمه * و قاتل فرسان الضلالة و الكفر على وصى پيامبر است و پسر عموى او و قاتل پهلوانان كفر و ضلالت است . ( مصادر نهج البلاغه ج 3 ص 345 و اسد الغابه جزء پنجم ص 26 )