الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
434
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
مردم به ابن حضرمى روى آوردند ، زياد از اين جهت خائف گرديد لذا مشكل خود را با « حصين بن منذر » و مالك بن مسمع در ميان گذاشت ، مسمع گفت بايد در اين باره بينديشيم ولى حصين پاسخ داد : ، به تو كمك مىكنيم و تنهايت نمىگذاريم با اين حال اوضاع براى زياد اطمينان بخش نبود . لذا جريان را با صبرة بن شيمان ازدى در ميان گذاشت و توجه داد كه بيت المال مسلمين نزد من است ، « صبرة » پاسخ داد اگر بخانهام بيائى پناهت مىدهم و از تو دفاع خواهم كرد . زياد شبانه بانجا رفت و بعبد اللّه بن عباس جريان را گزارش نمود . و ياد آور شد كه دار الاماره را تخليه نموده است ابن عباس جريان را بامير مؤمنان عليه السلام گزارش داد و بالاخره در كوفه شايع شد . امام عليه السلام پس از آگاهى ، اعين بن ضبيعة مجاشعى را خواست و با ياد و آور شد كه قبيلهاش در بصره با ابن حضرمى همكارى كردهاند . . . « اعين » به امام عرض كرد مرا مأمور ساز تا بروم و آنها را از دور ابن حضرمى پراكنده سازم . امام ( ع ) دستور حركت فورى او را صادر كرد . . . اعين پس از ورود به بصره با زياد ملاقات كرد و نامهء امام را به او ارائه داد . در نامه به زياد آمده بود كه اگر اعين توانست جمعيت را از اطراف « ابن حضرمى » پراكنده سازد كه اين خواست ماست و اگر نتوانست با كسانى كه در اختيار دارى با او نبرد كن ! اگر پيروز شدى چه بهتر و گرنه با هوشيارى مراقب اوضاع باش كه امداد برايت خواهد رسيد . سپس اعين بقبيله خود رفت ، آنها را گرد آورد ، به آنان توجه داد كه نبايد