الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
425
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
نويسنده « مصادر نهج البلاغه » اضافه مىكند كه : امام عليه السلام « سعد » غلام خود را بسوى « زياد » فرستاد تا او را وادار كند كه بيت المال « بصره » را بكوفه نزد امام ( ع ) بفرستد ، ولى در اثر منازعه و اختلافى كه بين سعد و زياد بود اين مذاكره به جائى نرسيد و « سعد » بعد از مراجعت ، از زياد نزد على ( ع ) شكايت كرد امام نامهاى به زياد نوشت كه « سيد رضى » جملاتى از آن را اقتباس كرده و در اينجا آورده است . ( مصادر 2 - مصادر - جلد 3 صفحه 244 جلد 3 صفحه 244 ) ابن ابى الحديد ، مىنويسد : خدا روى زياد را زشت گرداند ، او پاداشها و احسانهاى امام را خوب تلافى كرد چه اعمال قبيحى كه نسبت بمحبان و پيروان آن امام ( ع ) و الا تبار مرتكب نگرديد ! و اسراف در بدگوئى امام ( ع ) و نكوهش از رفتار و كردار او را از حد گذرانيد او بقدرى در اين راه مبالغه ورزيد كه معاويه آن دشمن سرسخت هم ، به كمتر از آن راضى و خشنود مىشد و او اين كارها را تنها براى رضايت « معاويه » انجام نمىداد بلكه از روى باطن زشت خود كه سر چشمه اين زشتيها و نامرديها بود منشأ مىگرفت ، زيرا از كوزه همان برون تراود كه در او است ، فرزندش هم دنبال اعمال پدر را گرفت و جنايت را بمنتها درجه رسانيد . ( شرح ابن ابى الحديد جلد 15 ص 139 ) ( 457 . ) اين نامه از امام ( ع ) بطور متواتر نقل شده كه ما اشاره بعدهاى از نويسندگان آن كه پيش از مرحوم « رضى » مىزيستهاند و آن را نقل كردهاند مىنمائيم : « نصر ابن مزاحم » در كتاب « صفين 1 نصر ابن مزاحم - صفين - ص 107 » ص 107 ، « و محمد ابن يعقوب كلينى » در كتاب روضه كافى 1 محمد ابن يعقوب كلينى - روضه كافى - ص 240 ص 240 ، ابو على قالى در كتاب « امالى 1 ابو على قالى - امالى - جلد 2 صفحه 96 » جلد 2 صفحه 96 ، « ابن واضح » در كتاب « التاريخ 1 ابن واضح - التاريخ - جلد 2 صفحه 148 جلد 2 صفحه 148 ، « ابن عبد ربه » در كتاب « عقد الفريد 1 ابن عبد ربه - عقد الفريد - جلد 2 ص 142 » جلد 2 ص 142 ، ابو طالب مكى در « كتاب قوت القلوب 1 ابو طالب مكى - قوت القلوب -