الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
410
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( 437 . ) اين نامه را امام ( ع ) بعد از فتح « بصره » براى اهل كوفه نوشته و آن را همراه « عمر ابن سلمه ارحبى » فرستاده است . اين نامه را شيخ « مفيد » در كتاب « النصرة 1 / 1 شيخ مفيد - النصرة - صفحه 215 » صفحه 215 از كتاب « الجمل 1 / 2 واقدى - الجمل - » نوشته « واقدى » نقل كرده است . البته « شريف رضى ره » مقدارى از اول و كمى از آخر نامه را حذف كرده است و دليل آن اين است كه در پايان نامه آمده است . « كتبه عبيد اللّه بن ابى رافع في رجب سنة ست و ثلاثين » كاتب اين نامه « عبيد اللّه ابن ابى رافع » است و آن را در سال 36 هجرى نگاشته . ( مصادر نهج البلاغه 2 سيد عبد الزهراء حسينى خطيب - مصادر نهج البلاغه - جلد 3 صفحه 195 جلد 3 صفحه 195 ) « 438 » جريان مربوط به شريح را شيخ « صدوق » در كتاب « امالى 1 / 1 شيخ صدوق - امالى - صفحه 187 » صفحه 187 با سندى كه به « سيد عبد العظيم ابن عبد اللّه حسنى 1 / 2 سيد عبد العظيم ابن عبد اللّه حسنى - نقل سيد عبد العظيم ابن عبد اللّه حسنى - » مىرسد نقل كرده است ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - جلد 3 صفحه 199 جلد 3 صفحه 199 ) شريح كيست ؟ « شريح ابن حارث » حدود شصت سال عهدهدار منصب قضاوت در اسلام بود ، در اين ميان تنها سه سال در جريان فتنه « عبد اللّه زبير » دست از قضاوت كشيد . نخستين بار « عمر » او را بقضاوت برگزيد و همچنان عثمان و در زمان امام عليه السلام و بعد از او اين منصب را داشت تا زمان « حجاج » كه استعفا نمود . او عمرى طولانى داشت ، گفته شده حدود 168 سال ، و بعضى 100 سال مىدانند .