الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
189
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
اما بعد ! من سپاهيانى را براى نبرد بسيج كردم كه با خواست خدا از آباديهاى شما مىگذرند ، و آنها را به آنچه خداوند بر آنها واجب كرده توصيه نمودهام . به آنان گفتهام كه از آزار مردم و ايجاد ناراحتيها و مشكلات خوددارى كنند و من بدينوسيله در برابر شما و كسانى كه در پناه شما هستند از مشكلاتى كه سپاهيان به وجود مىآورند از خود رفع مسئوليت مىكنم ، ( كه آنها حق رساندن هيچگونه زيان را به كسى ندارند ) جز اين كه آنها سخت گرسنه شوند و راهى براى سير كردن خود نيابند . بنا بر اين اگر كسى از آنها ، چيزى را از روى ستم از افراد گرفت وظيفه داريد او را در برابر عملش كيفر كنيد . ( و شما را نيز توصيه ميكنم كه ) جلوى زيانهاى اشرار و بىخردان منطقه خود را نسبت به سپاهيان بگيريد . و جز در آن موارد كه استثنا كردم متعرض آنان نشويد . من خود پشت سر سپاه در حركتم . شكايات خود را پيش من آوريد ، در آن مواردى كه آنها بر شما چيره شدهاند و شما قدرت دفع آن را جز با كمك خداوند و من نداريد به من مراجعه كنيد . كه من بكمك خداوند آن را تغيير مىدهم و دگرگون مىسازم انشاء اللّه . 61 - از نامههاى امام عليه السلام به « كميل ابن زياد نخعى » فرماندار « هيت » از آباديهاى كشور عراق ) ( 495 . ) و ( 496 . ) ( امام در اين نامه او را ملامت مىكند كه چرا با لشكريان غارتگر دشمن كه از آن منطقه عبور كردهاند مقابله نكرده است ) اما بعد ! سستى انسان در انجام آنچه بر عهدهء او گذارده شده ، و اصرار بر انجام آنچه در وظيفهء او نيست ، يك ناتوانى روشن و نظريهء باطل و هلاك كننده است ، تو به اهل « قرقيسا » حمله كردهاى ولى مرزهائى را كه حفظش بر عهدهء تو گذاردهايم بيدفاع رها ساختهاى اين كار ، يك فكر نادرست و بيهوده است . تو در حقيقت پلى شدهاى براى دشمنانى كه مىخواهند بر دوستانت دست غارت بگشايند ، نه بازوى توانائى دارى ، نه هيبت و ترسى در دل دشمن ايجاد مىكنى ! . . .