الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

117

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

به خدا سوگند اگر حسن و حسين اين كار را كرده بودند هيچ پشتيبانى و هواخواهى از ناحيه من دريافت نمىكردند . و در اراده من اثر نمىگذاردند ، تا آن گاه كه حق را از آنها بستانم ، و ستمهاى ناروائى را كه انجام داده‌اند دور سازم ، به خداوندى كه پروردگار جهانيان است سوگند اگر ( فرضا ) آنچه تو گرفته‌اى براى من حلال بود ، خوشايندم نبود كه آن را ميراث براى باز - ماندگانم بگذارم . بنا بر اين دست نگه دار و انديشه نما ! فكر كن به مرحله آخر زندگى رسيده‌اى ، در زير خاكها پنهان شده‌اى و اعمالت به تو عرضه شده ، در جائى كه ستمگر با صداى بلند نداى حسرت را مىدهد ، و كسى كه عمر خود را ضايع ساخته درخواست بازگشت مىكند « ولى راه فرار و چاره مسدود است » ! « 1 » 42 - از نامه‌هاى امام عليه السلام به « عمر بن ابو سلمه مخزومى » فرماندار « بحرين » كه بدين وسيله او را بر كنار و « نعمان بن عجلان زرقى » را به جايش منصوب فرمود . ( 477 . ) ، ( 478 . ) ، ( 479 . ) اما بعد ، من « نعمان ابن عجلان زرقى » را فرماندار « بحرين » قرار دادم ، و اختيار تو را از فرماندارى آنجا بر گرفتم ، بدون اين كه اين كار براى تو مذمت و يا ملامت در برداشته باشد ، چرا كه تو زمامدارى را به نيكى انجام دادى و حق امانت را اداء نمودى . بنا بر اين بسوى ما حركت كن بى آنكه مورد سوء ظن يا ملامت ، يا متهم و يا گناهكار باشى ! زيرا من تصميم گرفته‌ام بسوى ستمگران اهل شام حركت كنم ، و دوست دارم تو با من باشى ، چرا كه تو از كسانى هستى كه من در جهاد با دشمن و بر پا داشتن ستونهاى دين از آنها استعانت مىجويم انشاء اللّه .

--> 1 - سورهء ص ( 38 ) ، آيهء 3 .