محمد محمدى گيلانى
258
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
و ينزع سنخ المؤمن و طينته مع حسناته و ابواب برّه و اجتهاد من النّاصب فيلحقها بالمؤمن أفترى هيهنا ظلما و عدوانا ؟ قلت : لا يا ابن رسول اللّه . . . اى إبراهيم ! از خورشيد خبرم ده هنگامى كه طلوع مىكند و شعاع آن در شهرها ظاهر مىشود ، آيا اين شعاع از قرص خورشيد جداست ؟ عرض كردم ، در حال طلوع جداست ، فرمودند : وقتى كه غروب كرد ، آيا اين شعاع به قرص خورشيد بر مىگردد و به دنبال آن مىرود ؟ عرض كردم : بلى ، فرمودند : چنين است ، هر چيزى به نوع و جوهر و اصل خويش بر مىگردد و از اين رو ، چون روز قيامت مىشود ، خداى تعالى سنخ و ريشهء ناصب و دشمن حقيقت را از مؤمن مىكند و با همهء آثارش به ناصب ملحق مىنمايد و سنخ و اصل مؤمن را از ناصب مىكند و با همهء آثارش به مؤمن ملحق مىسازد آيا به نظرت - اى إبراهيم - در اينجا ظلم و ستمى است ؟ عرض كردم : نه يا ابن رسول اللّه . حاصل آنكه يوم الرجوع إلى اللّه تعالى ، رجوع هر چيزى به اصل و گوهر خويش تحقق مىپذيرد ، و كلم طيّب و فروع آن به اصل خويش برمىگردند و كلم خبيث و فروع آن نيز به اصل خود عودت مىكنند و نتيجهء مجموع آنچه بيان كرديم اين مىشود كه مأيوس از روح و رحمت الهى به حقيقت كفر مبتلا است ، زيرا ايمان به نامتناهى بودن رحمت حقتعالى كه « وسعت كل شيء » را ندارد ، و گرچه مدعى ايمان باللّه هم باشد اما به دليلى كه گفتيم ، خداى تعالى را محدود