محمد محمدى گيلانى
25
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
زمزمه به اين راز و نياز مداومت داشتهاند . مقصودم از اين كلام ، ذكر خيرى از اين شيعهء با اخلاص بوده كه در آن عصر تاريك ، عصرى كه عقربهء زندگى امام المحدثين « كلينى » قدّس سرّه ميزان تاريكى آن را نشان مىدهد ، اين بزرگوار يعنى « ابن خالويه » چون نجم فروزانى در سرزمين حلب نور افشان بوده و منظورم از تذكره ايشان تصحيح سند مناجات مورد بحث نبوده است چه صحيحترين سند و عالىترين مدرك ، صدور اين مناجات از خاندان رسالت عليهم السّلام همانا علو مضامين نفس اين مناجات است . [ 1 ] كه آهنگ موزونش ، فطرتهاى خفته را با آرامى و خشنودى بيدار مىكند ، و از رنجهاى شوم دلبستگى به جاه و مقام و مال و منال موهوم و رؤيايى ، رهايى مىبخشد و نفوس را از گندهنمايى و مشام جانها را از گندبويى خلاص مىكند ، و شوق و شيفتگى فسخ ناپذيرى در اتصال به حق را پديد مىآورد ، و سرّ و ضمير را با سرعتى اعجاب انگيز ، به جنبش و حركت در مىآورد كه هر چه زودتر ، أنانيّت نزاع انگيزش را در بحر
--> [ 1 ] چنان كه در « علم حديث » توضيح داديم : نه هر حديث صحيحى قابل عمل است و نه هر خبر ضعيفى متروك ، چه بسا خبر صحيح ، به جهت معرض عنه بودن اصحاب و يا مخالف با كتاب و عقل بودن قابل عمل نيست و بر عكس ، چه بسا خبر ضعيفى به جهت قرائن خارجية از قبيل موافقت با شهرت و كتاب و سنت و عقل و يا داشتن محتوايى بس بلند كه القاء آن از افراد معمولى متصور نيست مانند خطب ، كتب و حكم نهج البلاغه و يا دعاى كميل و يا صحيفه سجاديه و نظاير اينها قابل عمل است ( علم حديث نوشته اينجانب ، ص 287 ) عليهذا همانگونه كه حضرت استاد متذكر شدهاند : اگر در صحت سند اين مناجات ، كسى شبههاى داشته باشد ، هيچگاه در محتواى بلند آن نمىتواند شبهه كند از اين رو از قبيل قضايائى است كه « قياساتها معها » .