محمد محمدى گيلانى
180
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
استماع مىنمودند . النهايه اين ادراك از طريق باطن انجام مىگرفته يعنى حقيقتة تسبيح و قال موجودات به تسبيح و تحميد خداى - عزّ و جلّ - را قلب و عقل از ملكوت به گونه مسانخ عقل درك مىنموده و با تنزّل در مدارك سافله تا به مرحله محاكات حواس مىرسيد و با اصوات و الفاظ تجلّى مىنمود نظير رؤياهاى صادقه كه در محلّ خود بحث گرديده است . بلى ، اهل انس و حضور عالمى ديگر دارند كه در عبارت نگنجد . نگويم سماع اى برادر كه چيست * مگر مستمع را بدانم كه كيست جهان پر سماع است و مستى و شور * و لكن چه بيند در آئينه كور ؟ پريشان شود گل به باد سحر * نه هيزم كه نشكافدش جز تبر خوشا وقت شوريدگان غمش * اگر زخم بينند و گر مرهمش چه بادند پنهان و چالاك پوى * چه سنگند خاموش و تسبيحگوى چنان فتنه بر حسن صورت نگار * كه با حسن صورت ندارند كار