محمد محمدى گيلانى

141

شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )

و گروهى را از نعمت هدايت برخوردار مىنمايى ، چنان كه ملائكه عرض كردند : « اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء . » و حاصل آنكه ، نفس تعبير مذكور با قطع نظر از همهء جهات ديگر ، چنين أيهام مىكند كه گوينده ، طرف خطاب خود را در سطح هم طراز خود انگاشته و حشمت و جمال و جلال او را ناديده گرفته ، بدون هيچ خوف و رجايى ، با او به سخن پرداخته و دل خالى كرده و فعل و حادثهء واقع شده را ارزيابى نموده ، و نظر خود را در اين زمينه عريان ابراز داشته است . اين أيهام اعتراض ، در ابتهال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خداوند متعال در كنار بستان عتبه و شيبه وقتى كه از طائف ، سفها ثقيف او را رانده بودند ، به خوبى چشمگير است چنان كه در سيرهء ابن هشام است : اللهم إليك اشك ضعف قوتى و قلّة حيلتى و هوانى على الناس يا ارحم الراحمين ، انت رب المستضعفين ، و أنت ربى ، الى من تكلنى ؟ الى بعيد يتجهمنى ؟ ام إلى عدو ملكته امرى . . . ؟ « 1 » اى خداى متعال ، ناتوانى و بيچارگى و بى ارزشى خويش را نزد مردم ، به سويت شكوه مىآورم . يا ارحم الراحمين ، اى تويى كه پروردگار مستضعفان و پروردگار منى ، به كه برگذارم مىكنى ؟ به بيگانه‌اى كه از ديدار من كراهت دارد ؟ يا به دشمنى كه او را بر من مسلط ساخته‌اى ؟

--> ( 1 ) سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 420 .