ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )

74

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )

شده و معرّا از حدود و قيود است . مظهرهاى ولايت مطلقهء محمّديه گاهى وجود جزئى و شخصى آن حضرت است و گاهى وجود يكى از اوصياى خاص وى ، كه به اوّلى ولايت شمسيّه و به دومى ولايت قمريّه مىگويند و گاهى به لحاظ وحدت آن حضرت با عترت پاك ، هر دو ولايت را « ولايت شمسيه » مىنامند . 2 . ولايت خاصهء مقيّده : كه تجلّى ولايت خاصه محمّدى صلّى اللّه عليه و آله است در صورت قيودات و حدود به اعتبار تجلّى در كاملان از امت آن حضرت به اين نوع از ولايت ، به اعتبارى ولايت قمريّه و به اعتبارى ديگر ولايت نجميّه گويند . در اين بين به چند نكته بايد توجه داشت : نكته اول : مقام حضرت ختمى مرتبت كه از آن به « برزخ البرازخ » تعبير شده ، واسطه ميان خالق و مخلوق است . يعنى واسطه لا تعيّن محض لاهوت و تعيّنات عالم امكان . نكته دوم : تعيّن حضرت ختمى مرتبت جامع جميع تعيّنات و نبوّت او افضل همه نبوّت‌ها و ولايتش افضل ولايتهاست . نكته سوم : ولايت باطن نبوت است چه اينكه ولايت جنبه حقّى و نبوّت جنبه خلقى است . نكته چهارم : ولايت وارث ولايت مطلقه محمدى صلّى اللّه عليه و آله هم محيط بر همه ولايتها مىباشد و در عين حال منبع و منشأ همه ولايتها و نبوّتهاست . زيرا ولايت وارث ولايت محمدى با ولايت حضرت ختمى مرتبت متحد بوده و سعه احاطى برابر دارند با اين تفاوت كه اين مقام براى ختمى مرتبت بالاصاله و براى وارث آن حضرت « بالوراثة » است . نكته پنجم : مقوله ختم ولايت است كه در جاى خويش توضيح داده شد كه خاتم