مجتبى مينوى
8
احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى )
است در ولايت قومس در چهار فرسنگى بسطام « 4 » ، و حال آنكه خرّقان بخشى از ولايت جبال است . ولى اينكه نيكلسن مىگويد ضبط خرقان را ياقوت در معجم البلدان و مستوفى در نزهة القلوب تأييد مىكنند درست نيست « 5 » . ذيلا اقوال جغرافيانويسان را عينا مىآورم : خرقان بالتّحريك و بعد الرّاء قاف و آخره نون قرية من قرى بسطام على طريق استراباد بها قبر ابى الحسن على بن احمد ، له كرامات و قد مات يوم عاشوراء سنة 425 عن 73 سنة و قال السّمعانى خرقان اسم قرية رأيتها و هى فى سفح جبل ذات اشجار و مياه جارية و فواكه حسنة * و قال الحازمى هو خرّقان بالتّشديد . ( معجم البلدان چاپ ووستنفلد ج 2 ص 424 ، جملهء بين دو ستاره در انساب چاپى نيست . ) . خرقان مدينة بقرب بسطام بينهما اربعة فراسخ ينسب اليها الشيخ ابو القسم ( كذا ) الخرقانى من المشايخ الكبار المذكور فى طبقاتهم له بخرقان قبر ذكروا أنّ من حضر هناك يغلبه قبض شديد جدّا . ( آثار البلاد چاپ ووستنفلد ص 243 ) . خرقان ديهى است از توابع بسطام هواى خوش و آب فراوان دارد و از مزار اكابر
--> ( 4 ) - در تذكرة الأوليا ، ج 2 ص 203 ، آمده است كه رفت و برگشت ميان خرقان و بسطام سه فرسخ راه بوده است . و در جاى ديگر ( ج 2 ص 202 ) گويد ميان خرقان و بسطام سه فرسخ راه است . ذكر خرقان در دلائل الامامة ص 316 نيز آمده است . ( 5 ) - لسترينج در جاى ديگر ( ص 196 ) مىگويد : در شمال همدان بخش درگزين واقع است و باز در شمال درگزين بخش خرّقان كه آن را غالبا خرّقانين ( دو خرّقان ) مىنامند . اين بخش داراى دههاى بسيار است ( مستوفى در نزهة القلوب آنها را نام برده ) و شهر عمدهء آنجا آوه بوده است كه هنوز هم هست و آن را آبهء همدان مىنامند تا با آوهء ساوه اشتباه نشود .