ناصر الدين انصارى قمى

647

اختران فقاهت ( فارسى )

انگليس در عراق به قصد سركوب قيام مردمى ، دامنهء جنگ را گسترش دادند تا بدان‌حد كه به سوسنگرد ( بنى طرف ) و بستان ( به ستين ) هم كشيده شد . آنان با وسايل تبليغاتى ، والى پشت كوه - لرستان - و عشاير و اعراب دزفول را هم تحريك به جنگ بر ضد مجاهدان مىكردند . در اين هنگام آيت اللّه معزى رهسپار شوش و اطراف آن شد ، و با والى شوش و سران عشاير و ايلات ديدار كرد . ايشان با مواعظ و نصايح خويش ، آنان را به شركت نكردن در جنگ بر ضد برادرانشان و سكون و آرامش ترغيب كرد ، و به اين سياست آتش جنگ را فرونشاند . وفات آيت اللّه معزى پس از عمرى تلاش و كوشش براى اعلاى كلمهء حق و تعظيم شعائر الهى ، در 80 سالگى و در شهر بروجرد - كه تابستانها براى تغيير آب‌وهوا بدانجا سفر مىكرد - در 7 جمادى الاولى 1352 ه . ق بدرود زندگانى گفت ، و در بقعهء امامزاده سيد ابو الحسن به خاك خفت و جهانى از علم و معرفت را با خويش مدفون ساخت . وى يك ماه پيش از وفاتش در نامه‌اى به آيت اللّه شيخ محمّد على معزى ، داماد و پسر عمويش ، واقعهء قريب الوقوع درگذشت خود را به طور ايهام اظهار كرد ، « 1 » و چنين نوشت : « امساله ( ظاهرا ) خيلى ضعف و نقاهت شدت دارد ، خصوصا اين چند روزه كه هواى اينجا به خلاف معتاد گرم شده به كلى حالى ندارم . . . » . « 2 » از او عالم بزرگوار آقا شيخ محمّد حسن ، پدر دانشمند محقق و مترجم فاضل مرحوم حجت الاسلام شيخ محمّد كاظم معزى مترجم قرآن مجيد ، به يادگار ماند . « 3 »

--> ( 1 ) . مرعشى ، المسلسلات ، ج 2 ، ص 159 ؛ معزى دزفولى ، شرح‌حال خاندان معزى ، ص 32 . ( 2 ) . ضميمهء كتاب شرح‌حال خاندان معزى ؛ اصل نامه موجود است . ( 3 ) . مرعشى ، المسلسلات ، ج 2 ، ص 159 .