ناصر الدين انصارى قمى

60

اختران فقاهت ( فارسى )

بيك جان ملعون ، مرحوم بيرامعلى خان را به قتل رسانده است . حرره محمّد مهدى الحسينى الخراسانى » . « 1 » از قضاياى ديگرى كه نشانگر كرامت و خبر داشتن او از آينده است ، اينكه : « پس از آنكه مشهد مقدس به تصرف آقا محمّد خان قاجار درآمد و شاهرخ ميرزا تسليم شد و جواهر بسيارى از خزاين و دفاين نادرى را به آقا محمّد خان تقديم داشت ، به فرمان خان قاجار ، شاهرخ را با بعضى از اولاد و احفاد ، كوچ داده و ملازم ركاب نموده ، به طرف تهران حركت نمود . در بين راه در نه منزلى مشهد براى افشاى جواهرات ديگر و نمودن محفل دفاين ، دستور تعذيب شاهرخ را صادر كرد و پس از آنكه مقدار بسيارى از جواهرات مدفونه به دست آمد ، به دستور شاه بر تعذيب او براى نشان دادن بقيه افزودند . در آخر اظهار داشت كه شش جعبه جواهر ارزنده در خانه ميرزا مهدى مجتهد به وديعت نهاده‌ام و نزد اوست . آقا محمّد خان پس از آنكه به تهران رسيد ، براى گرفتن آن شش جعبهء جواهر ، نامهء ملاطفت‌آميز به ميرزا نوشت و او را به تهران خواست كه ميرزا به تهران بيايد و آنجا را محل اقامت خويش قرار دهد . و مقصودش اين بود كه پس از آمدن به تهران ، جواهراتى كه به او سپرده شده بازستاند . نامه را به يك نفر از پيشخدمتها داد ، و چند نفر نسقچى هم با او همراه كرد كه ميرزا مهدى را خواه و ناخواه به تهران آورند . پس از وصول‌نامه و ورود محصلان كه مأمور نقل آن جناب بودند ، سيد پس از آگاهى از مضمون‌نامه ، عازم مسافرت گرديد و به كسان خويش گفت : شكيبايى ورزيد و تشويق و اندوه به خود راه مدهيد ، و خاطر جمع باشيد كه حكم قضا بر آن است كه ملاقات من و شاه صورت نبندد . اين بگفت و روبه‌راه نهاد . چون يك منزل از شهر دور شدند ، خبر رسيد كه آقا محمّد خان در ماه

--> ( 1 ) . مدرس رضوى ، شجرهء طيبه ، ص 408 .