ناصر الدين انصارى قمى

592

اختران فقاهت ( فارسى )

ميرزا محمّد على اردوبادى ، بدين شرح بيان كرده است : « به توفيق خدا . . . از ذيحجة 1349 ه . ق به تأليف تفسيرى دربارهء قرآن كريم ، موافق اصول علم و مذهب شيعه ، شروع كردم . زيرا ديدم اهم تفاسير نزد ما مثل تبيان و مجمع البيان - در لغت و صرف كلمه و قرائات ، و تفاسير امثال عطا و مجاهد . . . و اشباههم بسيار بيانات كرده‌اند و . . . بحرانى . . . احاديث را بدون تحقيقى در آنها نقل مىكند و در مزاياى قرآن شريف بياناتى نمىنمايد » . با توجه به اين ديد انتقادى است كه خود به پرداختن تفسيرى دست مىزند تا در عين اختصار ، حق مطلب را در تبيين و تفسير مفاهيم و معارف قرآنى ادا كند . « 1 » از مزاياى ويژهء اين تفسير مقدمهء ارزندهء آن است كه در عين اختصار ، حاوى مطالبى بس مهم است . اين مقدمه به ضميمه تفسير گرانقدر مرحوم علامه سيد عبد اللّه شبر ( د . 1242 ه . ق ) در مصر نيز به چاپ رسيده است . اين تفسير در دو جزء است : جزء اول در 392 صفحه و شامل مقدمهء تفسير است كه مباحثى درحقيقت اعجاز ، دلالت آن بر حقانيت دعوت پيامبران ، گستردگى معجزات ، حكمت ارسال قرآن به عنوان معجزه ، امتياز قرآن بر معجزات ديگر از جهات گوناگون ( اشتمال بر علم غيب ، اخلاق ، عدم تضاد و جز آن ) بىشبيه بودن قرآن ، عدم تحريف و چگونگى جمع‌آورى آن ، نياز به تفسير قرآن ، شرايط آن ، نقد تفسيرهايى چون كشاف و الدر المنثور ، بحث عام‌وخاص و ادراك عقلى و قلبى ، را دربردارد . به علاوه تفسير سورهء حمد و بقره و آل عمران نيز در اين جزء است . جزء دوم در تفسير سورهء نساء تا آيهء 58 و سورهء مائده تا آيهء 6 و 149 صفحه

--> ( 1 ) . موسوى بجنوردى ، دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 1 ، ص 541 ؛ واعظ خيابانى ، علماى معاصرين ، ص 163 .