ناصر الدين انصارى قمى

550

اختران فقاهت ( فارسى )

از مدتى به درخواست مردم محله « سرچشمه » به آنجا رفت و مؤمنان مسجدى در اواسط خيابان سيروس نزديك سرچشمه برايش بنياد نهادند ؛ كه هم‌اكنون نيز به نام ايشان معروف است . « 1 » آن مسجد محل تدريس ، نماز و وعظ او به شمار مىرفت . « 2 » وى در تهران ، پس از وفات آيات عظام : ميرزا محمّد حسن آشتيانى و شيخ فضل اللّه نورى ، عاليترين مقام علمى پايتخت را احراز كرد و خانه و مسجدش محل رفع دعاوى ، قضاوت ، فتوا ، درس ، بحث ، وعظ ، ارشاد و نماز جماعت بود « 3 » و گروه بسيارى ، از درسهاى : فقه ، اصول و فلسفه‌اش در صبح و گروه ديگرى از مردم از بياناتش در شامگاه بهره مىبردند . آيت اللّه حسن زاده آملى دراين‌باره اين‌چنين بيان مىكند : « استادم آيت اللّه حاج شيخ محمّد تقى آملى مىفرمود : تهران زمان ما ، بلد علم بود و علماى بزرگ و نامدارى در معقول و منقول بودند . و مع ذلك ، جناب حاج شيخ عبد النبى نورى در معفول و منقول اعلم من فى البلد بود . و نيز استادم آيت اللّه حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى مىفرمود : آقا ! با اينكه در تهران زمان ما علماى بزرگ در علوم عقلى و نقلى بودند ، جناب حاج شيخ عبد النبى نورى در معقول و منقول اعلم من فى البلد بوده است . جناب حاج شيخ در اواخر عمرش بر اثر ضعف چشم قادر بر مطالعهء كتاب نبود ، مرحوم استاد ميرزا طاهر تنكابنى آنچنانى كه خود استاد اعظم بلد آن روز بود ، احتراما به مجلس درس حاج شيخ حاضر مىشد و هر روز كتاب اسفار را به مقدار يك درس قرائت مىكرد و معظم‌له گوش مىداد كه همين خواندن و گوش‌دادن به منزلت مطالعه كردن حاج شيخ عبد النبى بود . سپس ، وى شروع مىفرمود براى شاگردان محضر كه از آن جمله من خودم بودم ، مقصود و مراد صدر المتألهين را تقرير كردن ، آنچنانكه مرحوم

--> ( 1 ) . رازى ، گنجينهء دانشمندان ، ج 4 ، ص 588 . ( 2 ) . تهرانى نقباء البشر ، ج 3 ، ص 1242 . ( 3 ) . همان .