ناصر الدين انصارى قمى

50

اختران فقاهت ( فارسى )

اردبيلى ، رياض العلماى افندى ، خاتمهء وسائل الشيعه عاملى ، روضات الجنات خوانسارى ، اعيان الشيعه سيد محسن امين عاملى و فوائد الرضويه محدث قمى جستجو كرد . اما با اين‌همه ، شگفتى از دكتر شريعتى است كه در نوشته‌هاى خود - نامه‌اى به پدر و حسين ، وارث آدم - بر علامه مجلسى حمله مىبرد و به او اهانت مىكند ، به گونه‌اى كه اشك تأثر و تحسّر از ديدگاه انسان جارى مىشود . و در همين رابطه است كه امام خمينى مىفرمايد : مىبينيم يك طايفه از اينها گذشت كردند از يك مقاماتى و متصل شدند به سلاطينى ، با اينكه مىديدند مردم مخالفند ، ليكن براى ترويج ديانت و ترويج تشيع اسلامى و ترويج مذهب به حق اينها متصل شدند به يك سلاطينى و اين سلاطين را وادار كردند خواهى نخواهى براى ترويج مذهب تشيع . اينها آخوند دربارى نبودند ، اين اشتباهى است كه بعضى از نويسندگان امروزى مىكنند . سلاطين ، اطرافيان اين آقايان بودند ، اينها اغراض سياسى داشتند ، اغراض دينى داشتند . نبايد يك كسى تا به گوشش خورد كه مثلا علامه مجلسى ( ره ) محقق ثانى ( ره ) ، نمىدانم شيخ بهايى ( ره ) با اينها روابط داشتند و مىرفتند سراغ اينها ، خيال مىكنند كه اينها مانده بودند براى جاه و عزت و احتياج داشتند به اينكه سلطان حسين و شاه عباس به اينها عنايتى بكنند ، اين حرف‌ها نبود در كار ، اينها گذشت كردند ، يك مجاهدهء نفسانى كردند ، براى اينكه اين مذهب را ، به وسيلهء آنها ، در محيطى كه اجازه مىگرفتند كه شش ماه ديگر اجازه بدهيد ما حضرت امير عليه السّلام را سبّ بكنيم ، ترويج كنند . « 1 »

--> ( 1 ) . از سخنان امام خمينى ( ره ) در 17 ذى قعده 1397 ق ، در نجف اشرف .