ناصر الدين انصارى قمى

451

اختران فقاهت ( فارسى )

صدر الأفاضل دانش در رثايش سرود : « 1 » كفر ديدى چه كرد با اسلام * اى عجب لا إله الا اللّه اعلم عصر را بدار زدند * در كجا پايتخت شاهنشاه كفر شد آشكار و دين پنهان * گشت اسلام خوار و علم تباه رفت منصور وار بر سر دار * آنكه حق گفت و شد زحق آگاه داد از خواب غفلت امروز * آه از انتقام فردا آه پى تاريخ اين بليه زغيب * گفته شد « الشهيد فضل اللّه » در حقيقت اعدام شيخ ، به داركشيدن دين و مذهب بود . « 2 » به دار زدن روح آزادگى ، استقلال ، مردانگى و دميدن روح وابستگى ، غربزدگى ، نوكرپيشگى در كالبد نهضت بود . حماسهء شهيد و پايمردى شيخ ، بينش ضداستعمارى و بيگانه ستيزى عالمان شيعه را ثابت كرد . او آنچنان قوى و با صلابت اين فراز سترگ از تاريخ زندگانى پرجوش و خروش خويش را پشت‌سر گذاشت كه تا قرون و اعصار متمادى نام خونرنگش بر تارك تاريخ سرخ تشيع خوش خواهد درخشيد . « 3 » جالب‌توجه آنكه : قصيدهء رائيه كه ميرزا فتح اللّه كاشانى متخلص به شيبانى در وصف صحن جديد حرم حضرت معصومه عليها السّلام سروده و گرداگرد صحن كتيبه شده ، اين مصراع از آن بر بالاى سر مرقد شيخ نقش گرديده است : نه جنت است چه جنت مقام رحمت حق * نه كعبه است چه كعبه است قبلهء ابرار

--> ( 1 ) . مدرس خيابانى ، ريحانة الادب ، ج 4 ، ص 251 . در مرثيت وى مرحوم آقا سيد احمد رضوى معروف به اديب پيشاورى ( م 1349 ق . ) و ميرزا محمّد على غروى اردوبادى نيز قصايدى را به عربى سرودند . ( 2 ) . يپرم ارمنى ، - عامل اجراى حكم اعدام - گتفه بود : نه تنها شيخ ، كه همهء اسلام و ايران و ملتش را بردار زدند . ر . ك : جابرى اصفهانى ، تاريخ اصفهان و رى ، ص 359 . ( 3 ) . اين مقاله ، برگرفته از كتاب ارجمند « شيخ فضل اللّه نورى و مشروطيت ، رويارويى دو انديشه » نوشته : حجة الاسلام آقاى مهدى انصارى قمى - همراه با اضافات فراوان - مىباشد .