ناصر الدين انصارى قمى

444

اختران فقاهت ( فارسى )

آيا رواست كه من پس از هفتاد سال كه محاسنم را براى اسلام سفيد كردم ، حالا بيايم و بروم زير بيرق كفر ؟ « 1 » مرحوم شيخ پس از شنيدن خبر پناهنده شدن امام جمعه به سفارت روس ، بسيار اندوهگين و خشمگين شده و فرمود : « واى واى ! براى اسلام ديگر چه باقى مانده كه اجانب بگويند ؛ علماى اسلام كه سنگ ديانت به سينه مىزنند و از خودگذشتگى نشان مىدهند پاى جان كه در كار مىآيد مىروند به كفر پناهنده مىشوند » . آنگاه فرمود : « از طرف عثمانى براى من پيغام آوردند كه ما مىخواهيم بيرق بياوريم بر در منزل شما بزنيم مبادا به شما آزارى برسانند ، من قبول نكردم . حالا امام جمعه به سفارت روس پناهنده مىشود ؟ » . يكى از حضار گفت : « حضرت آقا دولت عثمانى كه مسلمان است ، چرا قبول نكرديد ؟ » فرمود : « از على عليه السّلام چه بدى ديدم كه به عمر پناه ببرم ؟ بر فرض مرا نكشتند و بمانم در دنيا دو سه خروار گندم هم خوردم آخر چه ؟ پس وقتى انسان بميرد به شرافتمندى بميرد . . . » . « 2 » همچنين شيخ در پاسخ سعد الدوله كه نصب پرچم سفارت هلند را پيشنهاد مىنمود ، فرمود : « آقاى سعد الدوله ! بيرق ما را بايد روى سفارت اجنبى بزنند . چطور

--> ( 1 ) . تندركيا ، « نهيب انقلاب ادبى » مجله شاهين ، ص 229 . ( 2 ) . اديب هروى ، تاريخ پيدايش مشروطيت ايران ، ص 142 .