ناصر الدين انصارى قمى
415
اختران فقاهت ( فارسى )
« مجتهد بزرگ شهر ، حاج ميرزا ابراهيم آقا ، از احترام فوقالعادهء عموم برخوردار است . خانهاش كوچك است و تنها يكى از اتاقهاى آن با فرش مفروش شده ، پنجرهاش به حياط كوچكى باز مىشود ، در آستانه بر طبق رسم قديمى ، محجر چوبى گذاشتهاند ، يعنى بايد كفشها را در اينجا از پا درآورد . مرد محترم كهنسال نزديك اتاق ، در ميان تعداد بيشمارى كتاب در موضوعات فقه اسلامى و پروندههايى كه براى اتخاذ تصميم و صدور رأى به حضور وى آوردهاند ، نشسته است و ريشش را با حنا رنگ مىكند . بعد از ادامهء تحصيل در نجف و كسب فيض از محضر استادان بزرگ ، به شهر خود بازگشته تا دين و عدالت را در ميان همشهريانش گسترش دهد . با آنكه ثروت زيادى دارد ، ولى خود با قناعت زندگى مىكند و بيشتر درآمد حاصل از املاكش را صرف احسان و صدقه مىكند . به موجب وصيتش بعد از درگذشت وى ، همهء دارايىاش وقف امام سوم است . عدهاى كه به ديدار وى مىآيند ، قابل شمارش نيست . او چندينبار به زيارت مكه نايل شده و با وجود سن زيادش ، حداقل دو سال يكبار به شهرهاى كربلا و مشهد مشرف مىشود . اهالى خوى هنگامى كه او را مىبينند ، با چنين علوّ مقام ، مانند فردى عادى ، كفشها زير بغل در مسجدى مشغول دعا خواندن است ، سخت به هيجان مىآيند » . « 1 » تأليفات از آن فقيه بزرگ بجز شاگردانش مانند : شيخ ابراهيم سلماسى كاظمى « 2 » و موقوفاتش ، كتابهاى علمى گوناگون برجاى ماند . علامه امينى مىنويسد : « او در طليعهء عالمان ژرفنگر و متبحر بود و از شخصيتهايى است كه در همهء رشتههاى علمى ، زبردست و ماهر بود . او استادى بىنظير و پهلوانى
--> ( 1 ) . اوبن ، ايران امروز ، 84 . ( به نقل از : صدرايى خويى ، سيماى خوى ، 112 ) . ( 2 ) . حرز الدين ، معارف الرجال ، ج 1 ، 37 .